✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
اگه از تو ننوشتم فکر نکن سرم شلوغه توی زندگی یه وقتا تنهایی رمز عبوره
✔کتــ☾ــے ...
اون گفت برو که بتونیم خوب حفظ آبرو کنیم نشد یه بارم برسم به آرزوهای محال یه خاطره مونده برام، با یه سبد میوه ی کال نشد منم واسه یه بار به آرزوهام برسم گذشته کار از کارمون، دیر شده به خدا قسم نشد بپاشم زیر پاش عطر گل محمدی نشد بهم بده جواب، حتی بهم بگه بدی نشد دوست دارم بگه،به من که نه،به دیگری نشد یه بارم رد نشه، از روی شعرا سرسری نشد یه کاری بکنه که بدونم دوسم داره آتیش گرفتم و یه بار نگام نکرد بگه آره نشد یه بار حرف بزنه نذاره پای سرنوشت نشد یه شب نگم خدا الهی که بره بهشت نشد شبی یه بار واسش یه فال حافظ نگیرم نشد تو رویاهام براش روزی هزار بار نمیرم نشد برم، نشد نره، نشد بخواد، نشد بیاد نشد ولی شاید بشه،واسم دعا کنید زیاد قصه داره تموم میشه مثل تموم قصه ها فقط واسم دعا کنید اول خدا بعدم شما....
✔کتــ☾ــے ...
نشد یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه
من باشم و اون باشه و یک شب مهتابی باشه
نشد یه جا بمونه و آخر بشه مال خودم
حتی یه بار یادش نموند ماه و روز تولدم
با همه التماس من نشد دیگه نره سفر
شعرام به جز اون روی هر دیوونه ای گذاشت اثر
نشد برم بغل بغل واسش شقایق بچینم
نه این که من نخوام برم، نذاشت گلا رو ببینم
نشد همه دعا کنن همیشه اون باشه پیشم
یکی میگفت خواب دیده که، اون گفته عاشقش میشم
اما نشد قسمت ما یه لحظه ی روشن و خوش
پیغام واسش فرستادم بیا و باز منو بُکُش
نشد که نشکنه بازم این چینی شکستنی
هیچ جای دنیا ندیدم، عجب چشای روشنی
باور نکرد یه مژه شو به صدتا دنیا نمیدم
یه تار مو خواستم نداد، گفت به تو دریا نمیدم
راست میگه هر چی اون بگه، من کجا و دیوونگی
چه جور به حرفش گوش کنم،اون گفت بچسب به زندگی
خلاصه که آخر نشد ما گل سرخ و بو کنیم
✔کتــ☾ــے ...
قطره؛ دلش دریا می خواست خیلی وقت بود كه به خدا خواسته اش رو گفته بود هر بار خدا می گفت : از قطره تا دریا راهیست طولانی، راهی از رنج و عشق و صبوری، هر قطره را لیاقت دریا نیست! قطره عبور كرد و گذشت قطره پشت سر گذاشت قطره ایستاد و منجمد شد قطره روان شد و راه افتاد قطره از دست داد و به آسمان رفت و قطره؛ هر بار چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت تا روزی كه خدا به او گفت : امروز روز توست، روز دریا شدن!
✔کتــ☾ــے ...
کجابودی وقتی برات شکستم؟یخ زده بود شاخه گلم تودستم کجابودی وقتی غریبی و درد،داشت من تنهارودیوونه میکرد کجابودی وقتی تورومی خواستم،که دستات آروم بشینه تودستم کجابودی وقتی که گریه کردم،ازتوبه آسمون گلایه کردم کجابودی وقتی کنارعکسات،شبانشستم به هوای چشمات کجابودی تولحظه ی نیازم،وقتی می خواستم دنیاموبسازم سرزنشای مردموشنیدم،هرچی که باورت نمی شه دیدم کنایه هاشونوبه جون خریدم،نبود ستارم،شباگریه چیدم کجابودی وقتی دیوونت بودم،وقتی که بیقرارشونت بودم کجابودی ببینی خستگیمو،آب شدن شمعای زندگیمو... کجابودی وقتی که پرپرشدم،سوختمو ازغمت خاکسترشدم....!!!!!
✔کتــ☾ــے ...
هرکی اومد تو زندگیم می بردمش تو آسمون امروز می شد رفیق راه فردا برام بلای جون نمی شه قلب عاشق و بدست هر کسی سپرد نمی دونم بد میاورد یا چوب سادگیشو خورد هرچی که به سرم اومد تقصیر هیچ کسی نبود هرچی که بود پای خودم توقصه هام کسی نبود هیچ کسی عاشقم نشد هیشکی سراغم نیومد جواب کار خودمه هرچی بلا سرم اومد تقصیر هیچکسی نبود هر چی که بود به پای من فقط تو بعد از این نیا میون لحظه های من رفاقتت مال خودت منت نزار روی سرم این قصه ها تموم شده دیگه نیا دورو برم
✔کتــ☾ــے ...
نیا باران زمین جای قشنگی نیست من از اهل زمینم خوب می دانم که گل در عقد زنبور است ولی سودای بلبل دارد و پروانه را هم دوست دارد
✔کتــ☾ــے ...
امشب دلم پره..امشب مسافرم..فرصت نشدبگم من عاشقت شدم....
✔کتــ☾ــے ...
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده بعد از تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست کوه غصه از دلم رفتنی نیست حرف عشق تو رو من با کی بگم …همه حرفا که آخه گفتنی نیست…
✔کتــ☾ــے ...
تنها زیر باران قدم نزن…میترسم تو هم مثل من دق کنی…
✔کتــ☾ــے ...
گیرم… پایی نمی دهد تا پر واکنم به سویت کو بال آن که خود را باز افکنم به کویت ترسم بمیرم و باز باشم در آرزویت تا کی به سر بگردم در راه جستجویت کز اشک شوق دادم یک عمر شستشویت شادی نمی گشاید ای دل دری به رویت
✔کتــ☾ــے ...
دراین شبهای تنهایی غم انگیزاست تنهایی به امید نگاهی تلخ که می آیی به احساست قسم یک شب …دلم می میرداز حسرت …ومن آهسته می گویم توهم دیگر نمی آیی
✔کتــ☾ــے ...
امشب در خلوت تنهایی ام آهسته بی تو گریستم کاش صدای هق هق گریه ام را باد به تو می رساند… تا بدانی که بی تو چه میکشم کاش قاصدک به تو می گفت که در غیاب تو رودی از اشک به راه انداخته ام…. و کاش پرنده ی سوخته بال عاشق از جانب من به تو این پیغام را می رساند که: امید و آرزوهایم بی تو آهسته آهسته در حال فرو ریختن است