✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
چقــدر بايد بگذرد؟؟ تا مـن در مـرور خـاطراتم وقتي از كنار تــو رد مي شوم. تنـــم نلــرزد….. بغضــم نگيــرد…..
✔کتــ☾ــے ...
وقتي تو نيستي ، نگاهم حوصله نمي كند پايش را از چشمم بيرون بگذارد. . . !
✔کتــ☾ــے ...
برايت آسماني خواهم كشيد پر از ستاره هاي هميشه نوراني تو در كنار من روي ابرها من غرق آنهمه مهرباني
✔کتــ☾ــے ...
من و تــــــــو براي رسيدن به هم هيچ چيز كم نداريم به غير از يك معجزه ...!!!
✔کتــ☾ــے ...
دنیا را بد ساخته اند... کسی را که دوست داری، تو را دوست نمی دارد. کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری... . اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آیین هرگز به هم نمیرسند این رنج است و زندگی یعنی این...
✔کتــ☾ــے ...
سر کلاس ادبيات معلم گفت : فعل رفتن رو صرف کن - رفتم ... رفتي ... رفت ... ساکت مي شوم ، ميخندم ولي خنده ام تلخ مي شود استاد داد مي زند : خوب بعد ؟ ادامه بده ! و من مي گويم : - رفت ... رفت ... رفت ... رفت و دلم شکست ... غم رو دلم نشست ... رفت و شاديم بمرد ... شور از دلم ببرد ... رفت ... رفت ... رفت ... و من مي خندم و مي گويم : خنده ي تلخ من از گريه غم انگيز تر است .............. کارم از گريه گذشته به بدان میخندم....
✔کتــ☾ــے ...
رو سنگ قبرم بنويس اينجا مجال گريه نيست ... هرکي مي خواست گريه کنه بهش بگو اون ديگه نيست
✔کتــ☾ــے ...
هر رفتنی نشونه رسيدن نيست / ولی برای رسيدن هميشه بايد رفت
✔کتــ☾ــے ...
مرا به خوان امشب که سودای تورا دارم , در اين رهسپار زندگی نياز مبهمی دار
✔کتــ☾ــے ...
بادلم راه بیا امشب و کوتاه بیا....
✔کتــ☾ــے ...
خداحافظ نگو وقتی من هنوزم درگیر چشماتم....
✔کتــ☾ــے ...
مي دونم برات عجيبه اين همه اصرار و خواهش اين همه خواستن دستات بدون حتی نوازش ميدونم كه فرق نداره واسه تو گريه ي دردم ميگذري از من و ميري اما باز من برميگردم ميدونم برات عجيبه من با اون همه غرورم پيش همه ي بديهات چه جوري بازهم صبورم ميدونم واسه ات سواله كه چرا پيشت حقيرم؟ دور ميشي منو نبيني باز سراغتو ميگيرم!!!
✔کتــ☾ــے ...
دلم برای آن که دوستم داشته باشی تنگ شده است و برای آن که بگویی دوستم داری امروز مدام به تو فکر کردم و به تمام زمان هایی که با هم از همه چیز و همه کس می بریدیم و در خلسه عاشقانه فرو می رفتیم دلم برای همه آن لحظات تنگ شده است قطار زمان می گذرد اما این مسافر تنها در ایستگاه عشق جای مانده است و به تو می اندیشد تنها به تو