✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
انقدر عوض شدي كه من به جات خسته شدم ........
✔کتــ☾ــے ...
نگفتم:« عزیزم٬متأسفم٬چون من هم مقصر بودم. » نگفتم:« اختلاف را کنار بگذاریم٬چون تمام آنچه می خواهیم عشق و وفاداری و مهلت است. » /دیگه کسی همیناروهم نمیشنوه...../
✔کتــ☾ــے ...
نگفتم:« عزیزم٬این کار را نکن. » نگفتم:« برگرد و یک بار دیگر به من فرصت بده. » وقتی پرسید دوستش دارم یا نه٬ رویم را برگرداندم.
✔کتــ☾ــے ...
وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست.........
✔کتــ☾ــے ...
حالا میگی تنهام بزار........یادت رفته قول دادیم ب بودن......تروخدا دووم بیار........یادم نرفته اون قسم.......
✔کتــ☾ــے ...
میخواهم نگاهت کنم اما دیرم میشود..........حالا که این قصه به پایان میرسد بی رودربایسی! شما هم در قتل من دست داشتهاید .............