✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
اگه بارون بزنه رو پیرهنت پر پروانه میشه باغ تنت طعم لب سوز عسل میده هنوز بوسه از کندوی داغ دهنت به همه فرشته ها طعنه میزد اگه عریونی بپوشه بدنت یه طرف تاریکی موی بلند یه طرف الماس چشم روشنت چی میشه یه لحظه خوابم ببره ؟ شکل گهواره بگیره دامنت مث چشمه های دشتای شمال را برم نفس نفس تو چمنت
✔کتــ☾ــے ...
ناگهان پرده بر انداخته ای ، یعنی چه؟ مست از خانه برون تاخته ای ، یعنی چه؟ زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب این چنین با همه در ساخته ای ، یعنی چه؟ شاه خوبانی و معذور گدایان شده ای قدر این مرتبه نشناخته ای ، یعنی چه؟ سخنت رمز دهان گفت کمر سر ز میان وز میان تیغ به ما آخته ای ، یعنی چه؟
✔کتــ☾ــے ...
به درخت گفتم چه خبر گفت کابوس تبر
✔کتــ☾ــے ...
درشهرعشق قدم ميزدم گذرم افتادبه قبرستان عاشقان خيلي تعجب کردم تاچشم کارمي کردقبربودپيش خودم گفتم يعني اين قدرقلب شکسته وجودداره؟يکدفعه متوجه قلبي شدم که تازه خاک شده بودجلورفتم برگهاي روي قبرراکنارزدم که براش دعاکنم واي چي ميديدم باورم نميشه اون قلبه همون کسيه که چندساله پيش دله منو شکسته بود
✔کتــ☾ــے ...
عشق نمي پرسه اهل کجايي ، فقط ميگه تو قلب من زندگي مي کني . عشق نمي پرسه چرا دور هستي فقط ميگه هميشه با من هستي . عشق نمي پرسه که دوستم داري فقط ميگه : دوستت دارم