✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
از هم گريختيم
و آن نازنين پياله دلخواه را، دريغ
بر خاك ريختيم!
جان من و تو تشنه پيوند مهر بود،
دردا كه جان تشنه خود را گداختيم!
بس دردناك بود جدائي ميان ما،
از هم جدا شديم و بدين درد ساختيم
ديدار ما كه آن همه شوق و اميد داشت،
اينك نگاه كن كه سراسر ملال گشت،
و آن عشق نازنين كه ميان من و تو بود،
دردا كه چون جواني ما پايمال گشت!
با آن همه نياز كه من داشتم به تو،
پرهيز عاشقانه من ناگريز بود.
من بارها به سوي تو آمدم، ولي
هر بار دير بود!
اينك من و توايم دو تنهاي بي نصيب،
هر يك جدا گرفته ره سرنوشت خويش.
سرگشته در كشاكش طوفان روزگار،
گم كرده همچو آدم و حوا بهشت خويش!
✔کتــ☾ــے ...
به روي زندگي دو خط زرد مي كشم و چشم عاشق تو را كه گريه كرد مي كشم تو رفتي و بدون تو كسي نگفت با خودش كه من بدون چشم تو چقدر درد مي كشم
✔کتــ☾ــے ...
چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهائيست ببين مرگ مرا در خويش كه مرگ من تماشائيست مرا در اوج مي خواهي تماشا كن تماشا دروغ اين بودم از ديروز مرا امروز حاشا كن در اين دنيا كه حتي ابر نمي گريد به حال من همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنها گره افتاد در كارم به خودكرده گرفتارم به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم
✔کتــ☾ــے ...
ببخش مرا كه براي نگاهت كافي نبوده ام ببخش اگر دستانم ، براي نگاه داشتنت كوچك بود ببخش مرا اگر در قلبم جا شدي و ديگر براي هيچ جا نبود اكنون كه مرده ام مرا ببخش اكنون كه عاشقم مرا ببخش ببخش مرا به خاطر تمام لبخند هايت كه عاشقم كرد و به خاطر تمام اشكهايم كه گرفتارت كرد ببخش اگر آنقدر با تو هم درد شدم تا درد هايت زياد شد اكنون كه ديگر نيستم مرا ببخش! اكنون كه از ياد برد ه اي با تو زيسته ام مرا ببخش مرا ببخش اگر نامت را زياد مي خواندم و يا اگر زياد در پيش تو مي ماندم آنقدر كه حوصله ات را سر ميبردم .. اكنون كه نمي خندم مرا ببخش ... اكنون كه ديگر هيچگاه اشكي ندارم مرا ببخش!! ببخش اگر نترسيدم خدا هم فراموش كند مراقبت باشد و نگفتم : خدا نگهدارت! مرا به خاطر تمام نا گفته هايم ببخش اگر نگفتم تا قيامت به اميد ديدارت .. اكنون كه من به قيامت دل بسته ام ديگر مرا ببخش !!!
✔کتــ☾ــے ...
قطار میرود تو میروی تمام ایستگاه میرود ومن چقدر ساده ام که سال های سال در انتظار تو کنار این قطار ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام
✔کتــ☾ــے ...
بهار وقتي مي آيد كه تو بخندي.....