دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اگر یار مرا دیدى به خلوت / بگو اى بى وفاى بى مروت غمم دادى و غمخوارم نکردى / سر و کارت به فرداى قیامت . . . .

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد عشق این بار به دیوانه شدن می ارزد گر چه خاکسترم و هم سفر باد ولی جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد . . .

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اتاقی دارم وصندلی کوچکی که برایم بزرگ شده ! پاهایم از پا افتاده اند ! دستانم دیگر به هیچ دستگیره ای نمی رسند ! آه... از این ثانیه های ساکت ، این هوای راکد ، در این کنج تنگ لنگ مانده ام ! کاش ، پنجره تنها به اندازه ی پنج انگشت باز می شد ! تا پنجاه سال بی نفسی را در یک نفس خلاصه می کردم .

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

ساک ات را بستی اما، دلواپسی هایت پیراهنی را تا نکرد! موهایت را آشفتگی شالی کلاه نشد! در گیر و دار بغض، چشم های تو دست هایم را تکان میداد تا بپاشَدمَ پشت سرت روی جاده ای که را ه خود را می رفت. خیالت تخت خورشید که بخوابد خیابان ها در من بیدار می شوند من با تو تو با من فاصله که مارا نمی شنا سد.

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

تشنگی گلویمان را به گندابی زدیم بی گدار گله به چرایی افتاد که علفهایش پستانی را شیر نشد . دوشاب، نوش دارو بود دوغ ،دروغ اینبار چوپان راست میگفت گرگها گله شدند .

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

به قانون جاذبه فکر می کنم و سیبی که سهم من نشد انگار در هیچ تاریخی آدم نبوده ام .

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اگه عشق گناه پس من غرق گناهم....اگه دوست داشتنت اشتباه من هنوز در اشتباهم

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

دنبالم نيا.....

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@Feryad

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اخ كه چقدر دوست دارم.......

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

مثل اسم خودم اینو می دونم می دونم که یک نفر یه روز میاد می دونم که وقتی از راه برسه هر چی که خوبه واسه منم می خواد درا رو وا می کنم پنجره ها رو می شکنم مژده ی دیدنشو تو کوچه ها جار می زنم وقتی از راه برسه با بوسه ای قفل این غمستون رو وا می کنه منو به یه شهر دیگه می بره با هوای تازه آشنا می کنه توی این خونه ی دربسته توی این صندوق سربسته همه آرزوام گور می شه میون دیوارای

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

و را مانند گلهاي بهاري دوست دارم عشق جانسوز تو را با بي قراري دوست دارم نغمه شاد تو را خوشتر ز آواز قناري اي پرستوي ز بام من فراري دوست دارم تا تو مي خندي به رويم با دو چشم مست وحشي زندگي را با همه بي اعتباري دوست دارم گريه با من الفت ديرينه دارد در غريبي مرغ بارانم که دائم اشکباري دوست دارم گر بپرسي دوستم داري هزاران سال ديگر با زبان شعري گويم آري دوستت دارم

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

ديگه نيستي ميدونم..........

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

يك نفر براي يك نفر دلش گرفته است از غروب جمعه بيشتر دلش گرفته است يك نفر شبيه آب، يك نفر شبيه خاك خاك تشنه،سوخته،پكر،دلش گرفته است يك نفر شبيه قاصدك هميشه در سفر يك نفر هميشه بي خبر دلش گرفته است يك نفر به عمق چشمش اشك خيمه مي زند مثل بغض ابر آنقدر دلش گرفته است كه آسمان براي چشم هاي غصه دار او مثل هر غروب ، هر سحر ، دلش گرفته است آسمان! به آفتاب مهربان من بگو گاه گاه ، بي بهانه ، گر دلش گرفته است يك نفر شبيه ابر بي حضور آفتاب باز از هميشه بيشتر دلش گرفته است او مي دود و كوچه كوچه داد مي زند