@ماهان اردکانی زدم تو خط بی کسی خورده به تکرار دلم میخوام غم نبود تو به تیغ انکار بدم صدام به گوشت نرسید وقتی به پات افتاده بود هنوز رفته بود دلت پیاده راه افتاده بود پیاده راه افتاده بود …
پسر گفت : نه ، نیستی دختر با نگاهی مضطرب پرسید : آیا حاضری تکه ای از قلبت را تا ابد به من بدهی ؟
پسر خندید و گفت : نه ، نمیدهم
دختر با گریه پرسید : آیا در هنگام جدایی گریه خواهی کرد ؟
پسر دوباره گفت : نه ، نمیکنم دختر با دلی شکسته از جا بلند شد در حالی که قطره های الماس اشک چشمانش را نوازش میکرد
اما پسر دست دختر را گرفت ، در چشمانش خیره شد و گفت :
تو به انداره ی ماه زیبا نیستی بلکه بسیار زیباتر از آن هستی
من تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه ای کوچک از آن را
و اگر از من جدا شوی من گریه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد

13 سال و 1 ماه و 6 روز و 20 ساعت و 43 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 6 روز و 20 ساعت و 42 دقيقه قبلسروین ...


13 سال و 1 ماه و 6 روز و 20 ساعت و 39 دقيقه قبلخانم بوق ...
سپیده .........
هست
13 سال و 1 ماه و 6 روز و 20 ساعت و 38 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 6 روز و 20 ساعت و 31 دقيقه قبل