sara
همیشه باید کسی باشد که....معنی سه نقطه های اخر جمله هایت را بفهمد.همیشه باید کسی باشد....تا بغض هایت را قبل از لرزیدن چانه هایت بفهمد...باید کسی باشد....تا وقتی صدایت لرزید بفهمد .. وقتی سکوت کردی بفهمد..کسی باشد..که اگر بهانه گیر شدی بفهمد. کسی باشد...که اگر سردرد را بهانه اوردی برای رفتن و نبودن بفهمد که توجهش احتیاج داری..بفهمد که !درد! داری بفهمد که زندگی !درد! دارد..بفهمد که دلت برای چیز های کو چکش تنگ شده..برای قدم زدن زیر بارون.. برای بوسیدنش...برای اغوش گرمش .. همیـــــــــشـ ـه بایــــ ـد کســـ ـــی باشــــ ـــد....................................................همیشــــ ـــــــه!!!!
sara
جســـ ــارتــــ ميخــ ـــاهـــــد...... نزديـــــــكـــ شــ ـــــدن بهـــــــ افكـــ ــــار دختـــــ ــري كه روز هـــــ ـــا مردانـــ ـــــه با زندگـــــي ميجــ ـــنگد........امـــــا شبـــــ هـــــ ـــا بالشـــــش از هـــــق هــــــق دختــــ ـــــرانه اش خيـــــس استــــــ.!.!.!.!.!.!.!
از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز میگذشت.
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 18 ساعت و 22 دقيقه قبلفرشتهای ظاهر شد و گفت: "چرا این همه وقت صرف این یکی میفرمایید؟"
خداوند پاسخ داد:
"دستور کار او را دیدهای؟
باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.
باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.
دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.
بوسهای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند."
فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.
"این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید."
خداوند گفت :
"نمی شود!!
چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم.
از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند،
یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد."
فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.
"اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی."
"بله نرم است، اما او را سخت هم آفریدهام.
تصورش را هم نمیتوانی بکنی که تا چه حد میتواند تحمل کند و زحمت بکشد."
فرشته پرسید :
"فکر هم میتواند بکند؟"
خداوند پاسخ داد :
"نه تنها فکر میکند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد."
آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.
فرشته پرسید :
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 18 ساعت و 22 دقيقه قبل"اشک دیگر برای چیست؟"
خداوند گفت:
"اشک وسیلهای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، ناامیدی، تنهایی، سوگ و غرورش."
فرشته متاثر شد:
"شما فکر همه چیز را کردهاید، چون زنها واقعا حیرت انگیزند."
زنها قدرتی دارند که مردان را متحیر میکنند.
همواره بچهها را به دندان میکشند.
سختیها را بهتر تحمل میکنند.
بار زندگی را به دوش میکشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه میپراکنند.
وقتی خوشحالند گریه میکنند.
برای آنچه باور دارند میجنگند.
آنها میرانند، میپرند، راه میروند، میدوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستید.
قلب زن است که جهان را به چرخش در میآورد
زنها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند و میدانند که بغل کردن و بوسیدن میتواند هر دل شکستهای را التیام بخشد.
کار زنها بیش از بچه به دنیا آوردن است،
آنها شادی و امید به ارمغان میآورند. آنها شفقت و فکر نو میبخشند
زنها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند.
خداوند گفت: "این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد!"
فرشته پرسید: "چه عیبی؟"
خداوند گفت:
"قدر خودش را نمی داند . . ."
این نوشته هات باید کتیبه شه رو بناها،قاب بشه تو اتاقا،حک بشه تو دل آقاها...عالی بود حامد جون
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 49 دقيقه قبل توسط موبایلفدا مدا گل مریم

13 سال و 2 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 47 دقيقه قبل