ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
کیا یادشون میاد سرمونو میگرفتیم جلو پنکه میگفتیم: آ آ آ آ آ آ آآآآآآآآ آ آ آ آ آ آ ؟؟؟؟؟؟؟؟
mahbobe
یارو نه درس خونده ، نه شغلي داره، نه ماشيني خلاصه هيچي نداره ازش ميپرسي ازدواج كردي؟ با اعتماد به نفس ميگه هنوز دم به تله ندادم ......ددددددددلامصب تو خودت تله اي.....................
بردیا رضایی
يك شبي مجنون نمازش را شكست؛ بي وضو در كوچه ي ليلا نشست؛ عشق آن شب مست مستش كرده بود...! گفت يارب از چه خوارم كرده اي؟ برصليب عشق دارم كرده اي...! خسته ام زين عشق دل خونم نكن؛ من كه مجنونم تو مجنونم نكن؛ مرد اين بازيچه ديگر نيستم! اين تو و ليلاي تو، من نيستم ! گفت اي ديوانه ليلايت منم...در رگت پنهان و پيدايت منم.. سالها با جور ليلا ساختي؛ من كنارت بودم و نشناختي..
✔ عـلـ[بابا]ــی
خطای دید ... آیا این تصویر نمایانگر چند ستون است یا چند آدم ؟ ... !
soul age
پیغام گیر تلفن پدربزرگ و مادر بزرگ ها: ما اکنون در دسترس نیستیم؛ لطفا" بعد از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید: اگر شما یکی از بچه های ما هستید؛ شماره 1 را فشار دهید. اگر می خواهید بچه تان را نگه داریم؛ شماره 2 را فشار دهید. اگر می خواهید ماشین را قرض بگیرید؛ شماره 3 را فشار دهید. اگر می خواهید لباسهایتان را تعمیر کنیم؛ شماره 4 را فشار دهید. اگر می خواهید بچه تان امشب پیش ما بخوابد؛ شماره 5 را فشار دهید. اگر می خواهید بچه تان را از مدرسه برداریم ؛ شماره 6 را فشار دهید. اگر می خواهید برای مهمانان آخر هفته تان غذا درست کنیم ؛ شماره 7 را فشار دهید. اگر می خواهید امشب برای شام بیایید؛ شماره 8 را فشار دهید. اگر پول می خواهید؛ شماره 9 را فشار دهید. اما اگر می خواهید ما را برای شام دعوت کنید یا ما را به گردش ببرید، بگویید، ما داریم گوش می کنیم !!!!
یادته چقد بازی باحال بود
14 سال و 2 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 38 دقيقه قبلman,,,,,,,cheghad jaleb,in jariyano kolan faramush karde budam.
14 سال و 2 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 37 دقيقه قبل
14 سال و 2 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 35 دقيقه قبلخیلی حال میداد ولی مامانم دعوام میکرد همش
14 سال و 2 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 35 دقيقه قبل توسط آندرویدخیلی جالب بود من هر وقت پنکه میبینم یاد این داستان میفتم
14 سال و 2 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 33 دقيقه قبل