یه وقتایی حس میکنی مغزت بی حس شده، بدنت بی حس شده،یه بی حسی همراه با یه درد خاص. . . جالبه!احساسم هم بی حس شده، به قول اون شعر چون تخته پاره بر آب رها رها من...
خطابی به خودم!!! درخانه اگر کس است یک حرف بس است،ما که یه میلیون حرف بسمون نیست چون تو خونه هامون کسی نیست،ما که یه میلیون حرف بسمون نیست چهارتا پست که تاثیری نداره! همیننیم که الان میگم تاثیر نداره چون کسی که خودشو بخواب زده کسی نمیتونه بیدارش کنه وگرنه همه چیز برای فهمت کافی! و واضحه!. . . پس از خواب بیدار شو بسه دیگه بخدا بسه دیگه...من مردم دیگه...
نوايش دايم در گوشم ميپيچد...صدايش دايم در گوشم زمزمه ميشود...انگار همين الان همينجا دارد ميگويد...يك روز به ديدنت مي آيم...يك روز كه اين فاصله ها بگذارند...
@✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿ برام هیچ حسی شبیه تو نیست /کنار تو درگیر آرامشم /همین از تمام جهان کافیه /همین که کنارت نفس میکشم /برام هیچ حسی شبیه تو نیست /تو پایان هر جستجوی منی /تماشای تو عین آرامشه /تو زیباترین آرزوی منی /منو از این عذاب رها نمیکنی /کنارمی به من نگاه نمیکنی /تمام قلب تو به من نمیرسه /همین که فکرمی برای من بسه /از این عادت باتو بودن هنوز /ببین لحظه لحظم کنارت خوشه /همین عادت با تو بودن یه روز /اگه بی تو باشم منو میکشه /یه وقتایی انقدر حالم بده /که میپرسم از هر کسی حالتو /یه روزایی حس میکنم پشت من /همه شهر میگرده دنبال تو /منو از این عذاب رها نمیکنی /کنارمی به من نگاه نمیکنی /تمام قلب تو به من نمیرسه /همین که فکرمی برای من بسه [فایل]
@✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿ درخانه اگر کس است یک حرف بس است!!! من براشون توضیح دادم که هیچ کار اشتباهی صورت نپذیرفته وما به همه قوانین احترام میذاریم واین خلاقیت خاص تو بوده که از عنصر یکی بودن من وتو بروز کرده ولی خب با توضیحات بسیار من بازهم . . . /افراط وتفریط عامل عدم رشد هر چیزی در عرصه فردی واجتماعی است!!! /البته در پایان صحبتام وقتی دیدم فایده ای نداره از تو خواهش کردم که در سطح خلاقیت خودت ننویسی ولی خب این بستگی به خواست تو داره والبته تو حق داری در سطح پایین تر از خودت ننویسی حقیقتشو بخوای تصمیم خودمم این بود ولی خب از طرف تو نمیتونستم تصمیم بگیرم ولی خب اینم خودش نشون دهنده یکی بودن ما بود...
کسیکه مفهوم یه نفر خود یه نفر دیگه باشه رو درک نمیکنه واز نظرش این حرفا بازیچه اس تو که راجع خودت(ینی من)مینویسی میگه راجع یکی دیگه نوشتی!خب البته سطح دید آدما متفاوته ...
امروزاحساس بي حسيمو پيداش كردم مثل كسي كه يه جاي بدنش درد ميكنه خيلي شديدكه درد امونش بريده بعد اون محلو يا بي حس كننده ميزن يا يه مسكن يه چيزي شبيه اون حسه ولي اون بي حس كننده يا مسكن نميتونم بفهمم احتمال قوي چندتا چيزه...تا حالا همچين حالي داشتين؟!