به صد قطره اشک نتوان بریدن---به صدقطره خون نتوان پریدن---همی هرکجا رفتم رنگ تو داشت--- همی هرکجا بودم بوی توداشت---چه بهتر بگویم هیچ جارنگ خود را نداشت..."آرش"
نشستم دارم گریه میکنم،هزاربار دستم رفته به گوشی که بهش اس بدم (فقط یه دونه)ولی ندادم نه اینکه نتونم بهش اس بدم یا اون ببینه خوشحال نمیشه یا هرچیز دیگه ایی!فقط بخاطر اون این کارو نمیکنم تازه اینا تنها نیست که هی حافظ میگیری ببین چه چیزایی از دلش میگه،آخری مجبور شدم سیستم روشن کنم بیاد لااقل بخونه . . . اشک