#وقتی حرفی نزنی بهتره واز گفته هاتم پشیمون میشی چون وقتی کار به حرف زدن میرسه یعنی...يه يعني خيلي بد كه در سطح رابطه ات نيست واز همه چيز به دوره از انصاف،معرفت،قدرشناسي،رعايت حداقل هاو... وگرنه که حرف زدن نیاز نبود...
#وقتی محبتت،عشقت یا بخشیش رفت سمت دیگه اونوقت قلندر عالم میشی وتازه میتونی بگی خداهست کافیه وهزارتا از این چیزا...به قول دودکش قمپزدر کنی...اصل حرفو بگوخودمونی باش
#وقتی آدم اینقد قوی میشه که میتونه ساعتهارو بدون معشوقش بگذرونه، اصلا این که هیچ، همینکه میتونه تصمیمی اینچنین بگیره واينطوري عمل كنه ...چرا؟! چون شایانی دیگر بخشی از محبتش رابرد و البته دلش را برد...وگرنه اگه دل بود كه ... آخه چرا دلش اينطوريه؟! يه خورده بخودت بيا!تا كي!زمستون ميگذره روسياهي ميمونه به زغال!!!!
ومن درونم فکر میکنم که چه اقدامی کرده ام! ولی تحلیل وتجزیه موضوع چیز دیگری را میگوید...
ببينيد اينا بخش عمده اش روي دل ميچرخه!! خستگي + اينكه نفر جديدي مياد كه دل ادم ميره (حالاالزاما همش نه!) از طرف مقابلت سرد ميشي وقوي انوقت خيلي كارا ازت سر ميزنه واينم بگم اگه طرف جديد نبود بازهم خستگي ها تحمل ميشد!!1البته عنصر بي عاطفگي هم خيلي مهمه
ميبنيند در ايجاد يك حركت علت وعوامل زيادن !!!
يعاطفهبااااااا، يمعرفتبااااااااا، نهاتا ذارگا، يبا حملتا، ستسا، حملتا هيا رهذا ختيسا وتا اهرا شقتع دارينا
#وقتی یه عاشق میتونه کارایی بکنه که جون معشوق هرلحظه بگیره وقتیه که عاشق قوی شده...حالا به چه دلایلی...؟!بایدفکرکرد... ولی یه دلیل اصلی داره که باید در عشقش جستجو کرد!!!عشقش مشكل داره!!!بي تعارف!!
یک نکته مهم هدیه به دوستانم: #عشق و #خودخواهی رابطه مستقیم دارندهرمیزان که #خودخواهی کمتر#عشق بیشتر میشود وبالطبع #خودخواهی#ریشه-عشق رامیخورد، والبته خودخواهی انواع واقسام وریشه های گوناگونی دارد که به میزان شناخت فرداز خودش برایش آشکار میگردد.
اشكال در دوبخش 1- عيب شناختي 2- نقص شناختي
كه البته امروزه خيلي بهش دچاريم!! بعضي اوقات تو كل يه موضوع! بعضي اوقات تو جزء يه موضوع!(و توي جزء يه موضوع ميتونه به كل موضوع هم سرايت پيدا كنه)
بُــــزرگتــــــرین خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــآنت دروغ گفتــــــــــــــــــــــَن به کســــی ست که... #تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو را راســـــتگو #می پنــــــــــــــــــــــدارد ...!!
یه دوستی دارم چندسال پیش ناراحتی اعصاب گرفته البته همیشگی نیست! بعضی وقتا میرم بهش سر میزنم... چندروز پیش رفته بودم پیشش . . . امروز داشتم تو حال هوای انروز با همین دوستم فکر میکردم، دیدم بعضی وقتا بودن با این دوست به ظاهر مریض! از بودن با خیلی دوستای خوبم کمتر بار رو دلم میذاره! حتی بار هم از رو دلمم برمیداره!! وخیلی چیزها هم یادم میده!!!