امروز #روز عجیبی بود ... انگار بعد مدتها که یه #کوه گذاشتن رو دوشت و دم نزدی ... یهو یه نگاه به اون کوه می کنی ... یه نگاه به #تنهایی خودت ... اون وقته که #زانوهات خم میشن ... امروز بعد چند روز ... من هم #کوه-غم رو دیدم ... هم #تنهاییمو ... #شکستن ساده ترین #اتفاق ممکن بود ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
رفتی و خاطره های تو نشسته تو خیالم
بی تو من اسیر دست آرزوهای محالم
یاد من نبودی اما من به یاد تو شکستم
غیر تو که دوری از من , دل به هیچ کسی نبستم
هم ترانه یاد من باش
بی بهانه یاد من باش
وقت بیداری مهتاب
عاشقانه یاد من باش
امروز هم مثل چند روز گذشتهــ گذشتــــــــــــــ ، ساعت ها،دقيقه ها،ثانيه ها، عقربه هاي ساعت، دنبال كردن عقربه اي ساعت، چشمان منتظر،چشمان خشكيده، تنگي نفس، درد، اشك، آهـــــــــــــــــــــــــــــــــــ . . . ومن درد ميكشمو فقط #تحملـــــــــ ميكنم ،دردي كه از پاي در مي آورد... فقط #تحملــــــــــ . . . تــــــــاااااااااااااااااااااااا
از ساعت دوونيم تا سه وربع بدم مياد نفسم ميگيره تا ساعت هفت هم بدم میاد، از ساعت ده تا يازده بدم مياد نفسم ميگيره . . . از پنج شنبه بدم ميادقلب ونفسم ميگيره از شنبه بدم مياد از از از . . .
@✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿ وقتی تونیستی، نه همه هست های من آنچنان است که باید استـــــــــــــــ . . . اینجا هم خاکستری استـــــــــ...ومن نفسم سخت تنگ میشودـــــــ
@✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿ بعد از تــــو باده نیز به حالم اثر نکرد ... پیمانه ها خیال تو از سر به در نکرد ... خشکیده بود عمق نگاهم به پنجره ... یــــک رهگذر [هم]ز کوچه قلبم گذر نکرد ... رضا آسترکی
دوست دارم ببرمت یه جای شلوغ وایسم اون وسط نگات کنم! بگم:اینارومیبینی?؟ بگی:آره! بگم:توهیاهوی همه ی این آدما بازم من چشمام فقط دنبال تومیگرده،دلم برای توتنگ میشه.... صداشونومیشنوی?؟ بگی:آره. بگم:تواوج همین صداها دلم دنبال صدای تومیگرده... بگم:حالاچشماتوببند،بگوچه حسی داری!؟ بگی:انگار گم شدم بینه یه عالمه غریبه بگم:اگه نباشی گم میشم بینه یه دنیاغریبه