دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
مرد
امتیاز: 1931

دنبال‌شدگان

(340 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(312 کاربر)

گروه‌ها

(62 گروه)

بازدید

✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
im0ages.jpeg ✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

و همه ما انسانهايي از جنس زیبایي چون . . .

✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
images89.jpeg ✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

@✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿ خواب وبيداري يكي است،وقتي كه نيست // تو بيا آنكه كسي مثل تو نيست // جاده عشقم تويي // عشق بي پايان من منزل تويي "آرش"

این ارسال را بازنشر کرده است.
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
untitled2.JPG ✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

وبازهم . . . ارکیدهِ عزیزکردهِ دلِ آرش

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

چند خط سكوت

این ارسال را بازنشر کرده است.
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
3c1e6c6c-00a5-4396-b37e-a148e69d4b74.jpg ✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

ساعت 11:17...واميد من كاملا قطع شد...ديگر دستهايم توان ضرب كليدهاراندارد...#چشمهايم باراني است...نفسم تنگ است...درد دستم راحس نميكنم...گونه هايم درحال خيس شدن...گونه هايم خيس شد...#چشمهايم خشكيد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
ima.jpeg ✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

انتظارش را ميكشند...عقربه هاي ساعت دقيقه هارا ميگذرند...و#چشمهايم بدنبال عقربه هاي ساعت...چشمهايم چرا بي قراريد؟!...بايد به اين خشك شدن ها عادت كنيد...بازهم بنگار اي قلم را، در انتظارش خشكيد . . ."آرش"

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
untitled12.JPG ✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

بازهم . . . اركيده عزيزم

این ارسال را بازنشر کرده است.
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

چه خوب گفت اون دوست فهمیدمون که: اینایی کِ توو دیدگاه ها در نقش ِ پـارازیـت ظاهر میشن پسرم برو سوت بزن

این ارسال را بازنشر کرده است.
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

امروزداشتم تو خیابون میرفتم هیچ کدوم ازحواسم جمع نبود(به هیچ وجه!)،در کمتر از صدم ثانیه یه چیزی منو نگهداشت نگاه کردم دیدم یه مانع سنگی جلو پام بود که بهش خورده بودم...؟! اونی که منو نگه داشت و حفظ کردو تاالان اینطوری ندیده بودمش یا اگر هم دیده بودمش یادم رفته بود...او منو نگه داشت...او منو حفظ کرد...او! توروخدا، تورو جان عزیزت هیچ وقت منو ول نکن هیچ وقتِ هیچ وقت...من خیلی خیلی ضعیف تر از این حرفام!

این ارسال را بازنشر کرده است.
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
untitled8.JPG ✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

وقتي ميام اينجا فقط چشم دنبال يه چيزه...، اركيده آبي، بازديدامو كه چك ميكنم فقط ميخوام تو آخرين بازديدكننده هام يه عكس ببينم "اركيده آبي"

این ارسال را بازنشر کرده است.
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
580330111_orig.jpg ✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

ديشب خواب ديدم دارم ميرم كربلا سوار اتوبوس شدمو... راستي تو هم رفته بوديااااا! 4:30 صبح از خواب بيدار شدم، حال وهواي خاصي داشت ، كربلا رفتن من آخه خودش داستانيه...نشده بود برات بگم... كاشكي خوابم صحت داشته باشه،كاشكي...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
Siavash-Ghomeyshi-Bi-To-266x300.jpg ✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

امروز صبح تو تاكسي قيمشي گذاشته بود(بدبختيم بخدادروديوارداره مارو ميخوره!!) ياد تو بودم كه يه روزي از قميشي تعريف ميكردي من اونروز زياد خوشم نيومد ولي واقعا قشنگه نه بخاطر امروزا! چند وقته خوشم اومده! حالا شعرش :‌دو دریچه دو نگاه دو پنجره /دو رفیق دو همنشین دو هنجره /دو مسافر دو مسیر زندگی دو عزیز دو همدم همیشگی /با هم از غروب و سایه رد شدیم غصه ی عاشقی رو بلد شدیم /فکر می کردیم آخر قصه اینه جز خدا هیشکی ما رو نمی بینه /دو غریبه دو تا قلبه در به در دو تا دلواپس این چشمای تر /دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چین دوتا دور افتاده ی تنها نشین /عاقبت جدا شدن دستای ما گم شدیم تو غربت غریبه ها / آخر اون همه لبخند و سرود چشمای پر حسادته زمونه بود . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿

امروز صبح دستم درد ميكرد خيلي شيرين بود مثل اولين باري كه درد گرفته بود، تو خيابون انقلاب به سمت آشيه ميرفتيم، الانم درد ميكنه چقد شيرينه...

این ارسال را بازنشر کرده است.