دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محمود تجلّی

حالا.... اهل تعریف از خود نیستم :D تا بعد ببینیم چی پیش بیاد ..... درباره »
محمود تجلّی
مرد - مجرد
امتیاز: 70.25

دنبال‌شدگان

(53 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(38 کاربر)

گروه‌ها

(11 گروه)

بازدید

دیار کریمان
دیار کریمان

اینجا کرمان، سیرچ، برف بازی در کویر داغ!

محمود تجلّی
محمود تجلّی

عروسکا ... عروسکا ... کجایید ؟! چهارزانو میشینم ، چشمامو می بندم و میرم تو فکر. مثل ایکیوسان. میرم به کودکی. دلتنگی هامو، ‌خاطره هامو ورق می زنم.. یادش بخیر.. دلم برای معصومیت هایدی تنگه ، برای اون چهره ی غمگین حنا پشت ماشین نخ ریسی. برای شجاعت های پسر شجاع و پیپِ پدرش. دیگه تو کوچه خیابونا اثری از رد پای ترنادو نیست. روی در و دیوارهای شهر علامت z نمیبینم. حتی روی شکم چاق گروهبان گارسیا ها. هنوز وقتی دریا می رم دلم یه غول خوشگل صورتی میخواد. دوست دارم محکم بشینم پشت سرندیپیتی و همه ی دریا رو زیر آبی بریم. این روزا روی پاگرد پله ها هرچقدر هم منتظر بمونی ،‌ حتی سایه ی بابالنگ درازو هم نمیتونی ببینی. مادربزرگه اگه الان زنده باشه ، فکر کنم دیگه تنهاست. یا شاید با هاپوکمار. من از همون اول می دونستم هیچکس جز هاپوکمار از ته دل مادربزرگه رو دوست نداره. دلم برای تام سایر و هاکلبری هم خیلی تنگه. رفیق هم رفیقای قدیم. هنوزم وقتی یاد غربت و عشق گالیور میفتم دلم میگیره. این روزا دیگه کسی واسه رسیدن هاچ به مادرش دعا نمیکنه. اون موقعا ،‌ آدم اخموها رو هم می شد دوست داشت. دلم برای کاکروی دوست داشتنیم ت

این ارسال را بازنشر کرده است.
محمود تجلّی
محمود تجلّی

نگ شده. به دلم موند که یه بار تیم سوباسا رو شیش تایی کنن... اون روزا هرچی اسفناج می خوردم ، بازوهام مثل بازوهای ملوان زبل قلمبه نمی شد.. هنوز کارهای خارق العاده ی کارگاه گجت خودمونو خیلی دوست تر دارم از آتیش بازی های این بِن تِن.. بشکن ! من نمیشکنم! چی بود چی بود؟ شیشه شکست! شیشه نبود ،‌ پس چی شکست؟ .... اَلسون و وَلسون قلب منو شکستن ،‌ چه شیطونایی هستن ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
دیار کریمان
دیار کریمان

اینجا کرمان، دیار کریمان، آی لاو یو گروه دیار کریمان

محمود تجلّی
محمود تجلّی

بيچاره پسرها اگه تيپ بزنن برن بيرون ميگن با كي قرار داري؟ اگه لباسهاي معمولي بپوشن ميگن اصلا سليقه نداري اگه زياد بگن دوستت دارم . ميگن باز چه نقشه اي تو سرته اگه نگن دوست دارم ميگن پاي كس ديگه اي وسطه اگه زياد بهشون زنگ بزني ميگن اعتماد نداري اگه يه مدت زنگ نزنن ميگن سرت خيلي شلوغه اگه تو خونه زياد بخندن ميگن لوس شدي اگه نخندن ميگن چه مرگته عاشق شدي اگه شام بخوان ميگن همش به فكر شكمتي اگه شام نخوان ميگن چي كوفت كردي

دیار کریمان
CAM_0193.jpg دیار کریمان

اینجا کرمان، کاروانسرای وکیل

این ارسال را بازنشر کرده است.
محمود تجلّی
150355_175.jpg محمود تجلّی

بارگاه شاه مردان

این ارسال را بازنشر کرده است.
محمود تجلّی
محمود تجلّی

@Abadiyat چــــی میگی؟ قدرتت رو برم ابدیـــــــــــــــــــت که تا نداره! ها میگم به ح ت بگم بره همراش با استاد صحبت کنه

محمود تجلّی
محمود تجلّی

برای مجردها باید مالیات سنگینی مقرر شود چون این انصاف نیست که بعضیها شادتر از بقیه زندگی کنند

محمود تجلّی
محمود تجلّی

برای عشق گریه کن ولی کسی رو به خاطر عشق به گریه کردن ننداز :عشق بازی کن اما هرگز کسی رو با عشق به بازی نده

دیار کریمان
دیار کریمان

اینجا کرمان .........

دیار کریمان
2011030214130316_13.jpg دیار کریمان

اینجا کرمان، کلوت های شهداد

این ارسال را بازنشر کرده است.
محمود تجلّی
kermandidani_250px-Gholi_-_beik.jpg محمود تجلّی

اینجا کرمان، تخت دریا قلی بیگ

این ارسال را بازنشر کرده است.
محمود تجلّی
kermandidani_350px-Museum_-_kerman.jpg محمود تجلّی

اینجا کرمان، وروردی باغ موزه و پرورشگاه صنعتی

محمود تجلّی
محمود تجلّی

روزی حضرت سلیمان مورچه‌ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاکهای پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می‌شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می‌خواهم این کوه را جابجا کنم. حضرت سلیمان فرمود: تواگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی. مورچه گفت: تمام سعی‌ام را می‌کنم... حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کارمورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد. مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می‌گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می‌آ ورد... تمام سعی‌مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی‌ست...

این ارسال را بازنشر کرده است.