mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
شکر ايزد که به اقبال کله گوشه گل // نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد
mahmoud
شام تاریک غمش را گر سحر کردم چه سود؟ // کز پس آن نوبت روز سیاهم می رسد
mahmoud
شمشير کشيدي و بخونم ننشاندي // افسوس که آغاز تو انجام ندارد!
mahmoud
شرط هواداری ما شیدائی و شوریدگیست // گر یار ما خواهی شدن شوریده و شیدا بیا
mahmoud
شربتی از لب لعلش نچشیدم و برفت // روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
mahmoud
یک عمر زیر پا لگد کردند او را // اکنون که میگیرند روی شانه، مرده است
mahmoud
ذره را سرگشتگی بینم صواب // زانک او را نیست تاب آفتاب
mahmoud
یک نعره ی مستانه زجایی نشنیدیم /// ویران شود این شهر که میخانه ندارد
mahmoud
ذره ذره ز آسیای آسمان افتــــاده ایم /// خورده آدم گندم وما از جنان افتاده ایم
mahmoud
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود // بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت
mahmoud
نه درویش بی کفن در خاک رفته // نه دولتمند برده یک کفن بیش
mahmoud
سلام .....شب همه دنبالریا خوش
mahmoud
امید ما پس از ایزد به جود تست که نیست // ز ساز مجلس ما هیچ جز کباب و رباب