mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
ماهم آمد به در خانه و من خانه نبودم / خانه گویی به سرم ریخت چو این قصه شنودم
mahmoud
روز شب خوابم نمی آید به چشم غم پرست / بس که در بیماری هجر تو گریان چو شمع
mahmoud
در عاشقی گریز نباشد ز سوز و ساز / استاده ام چو شمع مترسان ز آتشم
mahmoud
در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم / کاین چنین رفته ست در عهد ازل تقدیر ما
mahmoud
آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست / هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
mahmoud
دوست می دارم من این نالیدن جانسوز را / تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را
mahmoud
تمام دل خوشی روزگار در عشق است / تورا که عشق نورزی ، روزگار چه حظ
mahmoud
مرگ پیروزیست وقتی دوستانت دشمن اند ... مرگ پیروزیست اما مایه ننگ من است
mahmoud
دلا در عاشقی ثابت قدم باش / که در این ره نباشد ، کار بی اجر
mahmoud
تو از افلاک می گویی ، من از خاک / مرا آلوده کردند و تورا پاک
mahmoud
تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک / باور مکن کــ دست ز دامن بدارمت
mahmoud
آخرین برگ سفرنامه باران این است .... که زمین چرکین است!
mahmoud
یار با ما بی وفایی میکند ///// بی سبب با ما جدایی میکند