mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
راه مقصد دور و پاي سعي لنگ / وقت همچون خاطر ناشاد تنگ / جذبهاي از عشق بايد، بيگمان / تا شود طي هم زمان و هم مکان
mahmoud
روزی نظرش برمن درویش آمد / دیدم که معلم بداندیش آمد/ نگذاشت که آفتاب برمن تابد / آن سایه ران چو ابر درپیش آمد
mahmoud
راهيست راه عشق که هيچش کناره نيست // آن جا جز آن که جان بسپارند چاره نيست
mahmoud
روزی گفتی شبی کنم دلشادت / وزبندغمان خودکنم آزادت / دیدی که از ان روز چه شبها بگذشت/ وزگفته ی خود هیچ نیامد یادت؟
mahmoud
رویا بهانه ای ست که دنیای هم شویم // دنیا چرا بهانه ی ما را به هم زند؟
mahmoud
رام دیوانه شدن آمده درشان پری // تو به جز رم نشناسی ز پریشانیها
mahmoud
رمز قران از حسین آموختیم // ز اتش او شعله ها اندوختیم
mahmoud
راحت اگر بايدت خلوت عنقا طلب // عزت از آنجا بجوي حرمت از آنجا طلب
mahmoud
روا بود که ز روز سیه بیندیشد // هرآنکه نیم شبان بر در خدا نرود
mahmoud
رواق منظر چشم من آشیانه توست // کرم نما و فرود آ که خانه ،خانه ی توست
mahmoud
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن // ترک من خرابه شبگرد مبتلا کن
mahmoud
ره زین شب تاریک نبردند برون // گفتند فسانه ای و در خواب شدند
mahmoud
رهرو آن نيست كه گه تند و گهي خسته رود // رهرو آن است كه آهسته و پيوسته رود