mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
اين ته نامرديه كه جنون را ديوانگي بخوانيم
mahmoud
زندگي را فقط با فصل هاي دشوارش نبينید ؛ در راه هاي سخت پايداري کنید ، لحظه هاي بهتر بالاخره از راه مي رسند ...
mahmoud
مردم غالباً اشتباهات ما را بسیار آسانتر از خود ما می بینند
mahmoud
ميگما : اگه آدم هزار متر زير خط فقر باشه مشكلي نيس ولي خدا نكنه يه ميكرون زير خط فهم باشه
mahmoud
کسي که از ديدنش سير نشده اي زود از دنياي تو ميرود ، بدون اينكه حتي ردي و نشوني از خودش در دنياي تو به جا بزاره .چه آرزوهايي با او نداشتي ، چه آينده ي زيبايي را با او مي ديدي، فرصت نشد كه فقط يك بار سرت را بر روي شانه هايش بزاري و گريه کنی.
mahmoud
وقتي از هر روزي بيشتر به او نياز داري ، وقتي هنوز خوشبختي را در كنار او حس نكردي ، وقتي هنوز ترانه هاي عاشقي را تا آخر با او نخوانده اي ، دركمال ناباوري مي بيني كه او را در کنارت نيست . چه فكر پوچي بود كه دست در دست او خنده کنان تا اوج آسمان خواهي رفت و او صورتت را پر از بوسه ميکند.
mahmoud
ای مسافر ! ای جدا ناشدنی , گامت را آرام تر بردار , از برم آرام تر بگذر تا به کام دل ببینمت ...
mahmoud
در معامله زندگی، گذشته شما هرگز برابر با آینده تان نیست.
mahmoud
او که ميرود ، براي هميشه هم مي رود .و آنقدر تنها مي شوي که حتي نام روزها را فراموش ميکني و گذشت زمان را احساس نمي كني ، از صداي تيك تيك ساعت بيزار مي شوي و با آنكه تنگ دل تو شكست اما ماهيش آزاد نشد.
mahmoud
کسي را که خيلي دوست داري، زود از دست مي دهي پيش از آنکه خوب نگاهش کني. پيش از آنكه او را در آغوش بگيري . پيش از آنکه تمام حرفهايت را به او بگويي ، پيش از آنکه همه لبخندهايت را به او نشان بدهي مثل پروانه اي زيبا، بال ميگيرد و دور مي شود ، و تو خيال ميكردي تا آخر دنيا مي توني هر روز طلوع آفتاب را با او تماشا كني
mahmoud
خانه تکه کاغذی نیست که به اسم تو سند می خورد ............. خانه دیوارها یا lتاقی ست که بوی زندگیشان مستت کند .