mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
هر بار که کودکانه دستی را گرفتم گم شدم... آنقدر که در من هراس گرفتن دستی هست ترس از گم شدن نیست...
mahmoud
عکس های قدیمی رو میترسم نگاه کنم........... از معصومیت کودکانه ی خودم خجالت میکشم
mahmoud
از کعبه و بتخانه ...تا مسجد و میخانه .....مقصود خدا عشق است باقی همه افسانه
mahmoud
تپه هاي شني با وزش باد جا به جا مي شوند ....ولي صحرا هميشه صحرا باقي خواهد ماند
mahmoud
يكرنگ تر از تخم مرغ نديدم ، آنهم شكست و دورنگي اش پيدا شد
mahmoud
و آمدیم که عاشق شویم و در گذریم ....که راز زندگی و مرگ آدمی این بود
mahmoud
وقتی دل تنها کالائیست که خدا شکسته ی آن را می خرد...... پس چرا من به دست کسی که دلم را شکست بوسه نزنم؟!
mahmoud
بادبادک بالا رفت... قرقره از غصه لاغر شد...................
mahmoud
یه نصیحت به دوستای گل دنبالریم : هرگز به دیگران اجازه نده قلم خودخواهی دست بگیرند ،دفتر سرنوشتت را ورق زنند، خاطراتت را پاک کنند و در پایانش بنویسند " قسمت نبود "...
mahmoud
روزگاری بیدی را میشکستن ، آنهایی میشکستن که زیر سایه اش می نشستن..........
mahmoud
خاک خواهی شد! از رخ آیینه ها هم پاک خواهی شد. چون غباری، گیج،گم...سرگشته در افلاک خواهی شد!
mahmoud
به تو که میرسم مغزم از کار می افته....... نمی تونم برای تو عنوانی شایسته پیدا کنم
mahmoud
تو واسه من تولد عشقی تازه هستی که منجربه ازدواج تازه با دنیا میشه که اگه نباشی موجب مرگ من میشه
mahmoud
آنهایی که رنگ پریدگی پاییز را دوست ندارند نمی دانند که پاییز همان بهار است که عاشق شده.......
mahmoud
من اگر نفرین شده تقدیرم... اگر از راز جهان وارث یک احساسم ....تو همان ادمک چوبی پیمان شکنی....که فقط لایق اتش زدنی