*mahsa*
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هرروز برای دلم مشتری آمد و رفت وهی این و آن سرسری آمد و رفت ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشانکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد یکی گفت چرا این اتاق پر از دود و آه است یکی گفت چه دیوار هایش سیاه است. یکی گفت چرا نور اینجا کم است و آن دیگری گفت و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است! و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست و در را به روی همه پشت خود بست و من روی آن در نوشتم: ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را نداریم.
*mahsa*
اين يه قانونه!
هرچي کمتر در دسترس باشي ارزشت بيشتره!
زياد که باشي ميره به حساب آويزون بودنت!
*mahsa*
مردم دنيا زمان رو 3 حالت مے بينن، اما ما ايرانيا 4 حالت..؛ زمان گذشتہ ، زمان حال ، زمان آيندھ ، زمـــان شـــاہ.....!!!!
*mahsa*
و خداوند زمین و آسمان را آفرید... و ساخت بقیه ی چیزا رو به چین واگذار کرد...!!!