*mahsa*
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هرروز برای دلم مشتری آمد و رفت وهی این و آن سرسری آمد و رفت ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشانکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد یکی گفت چرا این اتاق پر از دود و آه است یکی گفت چه دیوار هایش سیاه است. یکی گفت چرا نور اینجا کم است و آن دیگری گفت و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است! و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست و در را به روی همه پشت خود بست و من روی آن در نوشتم: ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را نداریم.
*mahsa*
یه دوست دارم، وقتی تازه ازدواج کرده بود، مارو که میدید، همش بهمون پوسخند می زد، الان دوسال گذشته، مارو که می بینه بغض می کنه …
*mahsa*
امروز یه احساس خیلی بدی بهم دست داد ولی من بهش دست ندادم… خلاصه تو جمع کلی ضایش کردم…
*mahsa*
اگر حرف مُفت را می خریدند ، خیلی ها میلیاردر بودند.
*mahsa*
آدم ها مثل عکس ها می مونند: زیاد بزرگشون کنی ، کیفیتشون میاد پایین!
*mahsa*
کـــــــــــم بــاش از کم بودنت نتــــــــرس اونی که اگـه کم باشی ولــــــــت میکنه، همونه که اگه زیـــاد باشی حیفو میلت میکنه. . .
*mahsa*
badazohre khobi vase hamaton arezo mikonam..... by