*mahsa*
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هرروز برای دلم مشتری آمد و رفت وهی این و آن سرسری آمد و رفت ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشانکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد یکی گفت چرا این اتاق پر از دود و آه است یکی گفت چه دیوار هایش سیاه است. یکی گفت چرا نور اینجا کم است و آن دیگری گفت و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است! و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست و در را به روی همه پشت خود بست و من روی آن در نوشتم: ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را نداریم.
*mahsa*
طرف سوار اسب شده، عکسشو گذاشته [!] بوک، میگه اون بالاییه منم ! ***** پ ن پ پایینی توئی****
*mahsa*
فدراسیون فوتبال فقط تو ۶ ماه، نیم میلیارد تومن
از فحاشی فوتبالیستها درآمد داشته !
یعنی به عبارتی قیمت فحش از قیمت طلا زده بالاتر !
*mahsa*
به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم برمیگرده میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی !؟
*mahsa*
یارو با کامیون اومده تو محوطه بیمارستان بوق میزنه، حراست با بلندگو داد میزنه آقا اینجا بوق نزن! یارو دوتا بوق دیگه میزنه یعنی باشه! بعد نیم ساعت برمیگرده میخواد بره بیرون، دوتا بوق واسه حراستیه میزنه!! حراستیه با بلندگو میگه نوکرم!
*mahsa*
هر صفحه ای باز میکنی میبینی هر چی دلش خواسته نوشته ، پائینش هم نوشته “دکتر علی شریعتی” !