*mahsa*
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هرروز برای دلم مشتری آمد و رفت وهی این و آن سرسری آمد و رفت ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشانکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد یکی گفت چرا این اتاق پر از دود و آه است یکی گفت چه دیوار هایش سیاه است. یکی گفت چرا نور اینجا کم است و آن دیگری گفت و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است! و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست و در را به روی همه پشت خود بست و من روی آن در نوشتم: ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را نداریم.
*mahsa*
دقت کردین تا بچه میگه پام یا دستم درد می کنه ، سریع میگیم : چیزی نیست داری قد میکشی ؟ (بابا خوب شاید خورده جایی له شده)
*mahsa*
اقایوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون......... واسه زناتون ماشین ظرف شویی نخرید از نعمت بغل کردنشون موقع ظرف شستن محروم میشید ! ::
*mahsa*
. . انگار ۹۰% از خستگی آدم تو جورابشه ! این جورابو که در میاری راحت میشی
*mahsa*
لعنتی….. !!! روزهایی که به تو نیازدارم … مصادف شده با روزهایی که ازمن دوری…. .
*mahsa*
ایــن کــه در آن جـــا خــوش کـــرده ای ، دل اســت .. نــه شـــهـر ِ بـــــازی ! تـــــاب ِ بـــــازی نـــــدارد !
*mahsa*
هـمه روی ِ مـــغـزم راه مـــی رونــد ! تـــــوی ِ لـــعنــتـی ، روی ِ قـلــبــم ! . بـــــارهــــا گفتم به تو ؛ چـشمــها ، بــــرای ِ نـــگاه اسـت … امّــــا .. تـــــو .. هــــر روز بـــا آنـها .. حـــادثــه مــی آفــــریـــــنی !
*mahsa*
چه حریصانه مرا بوسیدی و چه وحشیانه رختم را دریدی و من چه عاشقانه دست بر هوسهایت کشیدم اما کاش میفهمیدی که زن تا عاشق نباشد نمی بوسد … نمی بوید … و تسلیم نمی کند رویاهای عریانیش را .....
*mahsa*
. میدونید جمله ی “اوکی … بازم دست درد نکنه” به چه معنیه ؟ همون مودبانه ی “خاک تو سرت … بازم به هیچ دردی نخوردیه”! .
*mahsa*
دلم می خواهد نامت را صدا کنم ! یک طور دیگر! جوری که هیچ کس صدایت نکرده باشد ! یک طور که هیچ کس را صدا نکرده باشم ! دلم می خواهد نامت را صدا کنم ! یک طور که دلت قرص شود که من هستم , یک طور که دلم قرص شود که با بودن من ، تو هم هستی …!
*mahsa*
عشق... زیباترین لذتیست که به وقت ارتکاب آن... "خدا" برای بشر... ایستاده 'دست' میزند...!
*mahsa*
آری از پشت کوه آمده ام... چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت، حرام خورد؟! برای عشق خیانت کرد برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم می گویند: از پشت کوه آمده! ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگ ها باشد، تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ!