mahsa
عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده با چشمان تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی درجهان رسوا شدن عشق یعنی سست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن با ساختن عشق یعنی زندگی را باختن...
mahsa
دیگر نمیدانم چه بگوییم و چه چیزی را به توصیف بکشانم. انگار تمام کلمات ته گرفتند و چیزی برای گفتن باقی نمانده است. انگار چشمانم را بسته ام و دیگر نظاره گر هیچ چیزی نیستم و گویی کاملا نسبت به اطرافم بی تفاوت شده ام و احساسی برای ابراز نمی بینم. مثل اینکه سازهایم برای رقصیدن از بین رفته اند. ممکن است دلیلش این باشد: زندگی آنطور که بخواهد پیش می رود حتی اگر من نخواهم...
mahsa
البته منم تا شنیدم گفتم شایعه ست ، ولی بعضی از بچه ها میگن برای خودشون اتفاق افتاده . . . م ثه اینکه تازگیا ایرانسل میس کال هم میندازه !
mahsa
خصوصیات آدم های خوش قیافه ۱٫ کم حافظه هستن ۲٫ دومیش چی بود ؟ … چی بود …! اَه یادم رفت … !
mahsa
آهاي شازده پسري كه هي داد مي زني دخترا منو واسه پولم و ماشينم و .... ميخوان ، بدون ارزش اخلاقي نداشتي كه همه بهت مثه گاو صندوق نگاه مي كنن . سعي كن خودتو با اخلاق با ارزش كني نه با بي ام و كه زيره پاته دخترا جیـــــــــــغ ، دست ، هوراااااااااااااااااااااااااااااااااا
mahsa
ميدوني مشكل ما كجاست . ؟ ! اونجا كه وقتي با كسي تموم ميكنيم خيلي بيشتر دربارش فكر ميكنيم، تا وقتي كه باهاش بوديم . . !!
mahsa
امروز به این نتیجه رسیدم که هر وقت میرم کارواش همه پرنده ها اسهال میگیرن!
mahsa
عهدی را که در طوفان با خدا می بندی در ارامش فراموش نکن
mahsa
ما آدمها هميشه صداهاي بلند را ميشنويم ، پر رنگها رو ميبينيم و كارهاي سخت را دوست داريم ، غافل از اين كه خوبها آسون ميان ، بيرنگ ميمونن و بي صدا ميرن ...
mahsa
برای عشق تمنا کن ولی خار نشو. برای عشق قبول کن ولی غرورتت را از دست نده . برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن . برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر . برای عشق وصال کن ولی فرار نکن . برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن . برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش . برای عشق خودت باش ولی خوب باش در خاطري که توئي ، ديگران فراموشند ...
mahsa
پسرک گرسنه اش است، به طرف یخچال می رود، در یخچال را باز می کند... عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند پسرک این را می داند، دست می برد بطری آب را بر می دارد کمی آب در لیوان می ریزد... صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه ام بودم " پدر این را می داند پسر کوچولویش چقدر بزرگ شده است.
mahsa
خیلی از آدم هایی که دوست دارن با شما باشند ؛ از روی علاقه به شما نیست ، صرفاً به خاطر این که چشم ندارند شما را با کسِ دیگری ببینند ! آن زمانیکه مطمئن شدند تنها هستید تنهایتان می گذارند ...
من
14 سال و 2 روز و 4 ساعت و 4 دقيقه قبل
14 سال و 2 روز و 4 ساعت و 2 دقيقه قبلمنم امشب بد جور عجیب ناراحتم نمیدونم چرا....!!!!؟؟؟چشمام خیسه
14 سال و 2 روز و 3 ساعت و 59 دقيقه قبل