mahsa
همیشه در سختی ها به خودم میگفتم این نیز بگذرد هنوز هم میگویم اما حال میدانم آنچه میگذرد عمر من است نه سختی ها !!!
mahsa
از فکر من بگذر خیالت تخت باشد من, می توانl بی تو هم خوشبخت باشl این من که با هر ضربه ای از پا در آمد تصمیم دارد بعد از این سرسخت باشد تصمیم دارد با خودش ،با کم بسازد تصمیم دارد هم بسوزد ، هم بسازد
mahsa
با من بمون که فردا سهم منو تو باشه اندوه لحظه هامون با بودنت فنا شه لبخند تو صدامو میبره تا ستاره دوباره شعله ور شو معجزه کن دوباره تا انتهای قصه همراه باش و همپا ای همصدای دیروز با من بیا ب فردا
mahsa
روزگاری ست که؛
نه مـجرد هایش تـنها هستند!!!
نه مـتأهل هایش عـاشق!!!...
mahsa
داستان طنز و فقط براي خنديدن شما دوستان عزيز
مغازه شوهرفروشی
یک مغازه شوهر فروشی در نیو یورک باز شده که خانمها میتوانند به آنجا رفته و برای خود شوهری تهیه کنند
در تابلوی راهنمای مقابل درب ورودی مطالب ذیل نوشته شده:
شما در طول عمرتان فقط یکبار میتوانید از این محل دیدن کنید
اینجا شش طبقه است و ارزش محصولات هر طبقه بالایی بیشتر از طبقه پائینی است
شما میتوانید فقط یک محصول از یکی از طبقات انتخاب کنید و یا به طبقه بالایی بروید
شما نمیتوانید به طبقات پایینی برگردید
____________________________________
mahsa
به نظر من بـدبخت ترين آدم اونيه كه عــشــقـــش مي شه دوست معموليش... !!
mahsa
یک زن قوی صبح با لبخند بیدار میشه... انگار نه انگار که دیشب با گریه خوابیده
mahsa
مرد : عزیزم ، من میخوام از تو خوشبخت ترین زن دنیا رو بسازم زن : خیر پیش!!!
mahsa
آنقدر چیزها اتفاق می افتد که نمی دانم از کدامشان شروع کنم. احساس می کنم در فیلمی بازی می کنم با حرکت تند. احساس می کنم زمان به سرعت می گذرد. شاید برای این است که روزها کوتاه و کوتاهتر می شوند. گویی از کنار لحظه ها می گذرم این روزها بدون اینکه آنها را زندگی کرده باشم. انسانی هستم سرما خورده با خوشمزه ترین غذا که در دهانش عاری از هر گونه مزه و طعمی است. همه چیز در ذهنم معلق است. در باره همه چیز میتوانم بنویسم و لی نمی دانم چرا همیشه آنقدر طولش می دهم که دیر می شود و موضوع اهمیتش را از دست می دهد. آنوقت نوشتن می شود یک لیوان چای سرد که دیگر میل نوشیدنش را ندارم. حالت آدمی را پیدا می کنم که دیر سر قرارش رسیده باشد.
mahsa
هر گاه که فکر میکنم برخاسته ام پایم به جایی میخورد و میافتم هر گاه که فکر میکنم که برخاستن کاری است بس دشوار بر میخیزم وبه راهم ادامه میدهم حالا بعد از یک بار دیگر به زمین خوردن برخاسته ام گرد و خاک را از لباسم پاک میکنم ساکم را بر میدارم و به راه می افتم این بار راهی را برمیگزینم که تو در مسیرش نباشی راهی که حتی جای پایت را باد جارو کرده باشد وبویت را باران شسته باشد دیگر وقتی که داری به زمین می خوری به من تکیه نخواهی داد اعتماد در رابطه با تو مفهوم خود را برای چندمین بار از دست داده است و جایش را به تردید داده است . دهانت بوی دروغ میدهد می خواهم از تو متنفر باشم به همین سادگی
mahsa
ﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﺣﺘﯿﺎﻁ ﺑﺮﺩﺍﺭ: ﻗﺪﻡ،ﻗﻠﻢ، ﻗﺴﻢ!
ﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ: ﺟﺴﻢ،ﻟﺒﺎﺱ،ﺧﯿﺎﻝ
ﺍﺯ ﺳﻪ ﭼﯿﺰﮐﺎﺭ ﺑﮕﯿﺮ: ﻋﻘﻞ،ﻫﻤﺖ، ﺻﺒﺮ!
ﺍﺯ ﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺭﻧﮕﻬﺪﺍﺭ: ﺍﻓﺴﻮﺱ، ﻓﺮﯾﺎﺩ، ﻧﻔﺮﯾﻦ!
ﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﻧﮑﻦ: ﻗﻠﺐ، ﺯﺑﺎﻥ، ﭼﺸﻢ!
ﺍﻣﺎ ﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻦ: ﺧﺪﺍ، ﻣﺮﮒ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ !
mahsa
یه جایی زیر یه عکس نوشته بود :: "هر لایک = 1 دعا/1آرزوی سلامتی/1انرژی مثیت/یا هر چیزی که بهش اعتقاد دارین برای درمان این دوست بیمارمون" منبر دیجیتالیه ؟ یا خدا آپگرید کرده ؟ به غرعان !
من
14 سال و 2 روز و 4 ساعت و 4 دقيقه قبل
14 سال و 2 روز و 4 ساعت و 2 دقيقه قبلمنم امشب بد جور عجیب ناراحتم نمیدونم چرا....!!!!؟؟؟چشمام خیسه
14 سال و 2 روز و 3 ساعت و 59 دقيقه قبل