دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mahsa
زن - مجرد
امتیاز: 84.9

دنبال‌شدگان

(70 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(113 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

mahsa
mahsa

کیا امشب ناراحتن؟

mahsa
mahsa

سلام

mahsa
mahsa

یه بیماری خیلی نادر دارم هرکیو میبینم فک میکنم "آدمه خوبیه..!!

mahsa
mahsa

اتاق مرتب مال آدماییه که حافظشون ضعیفه هی یادشون میره که چی رو کجا گذاشتن ! ولی ما که حافظمون قویه نباید وقتمونو روی اینجور کارای بیهوده (مرتب کردن اتاق) تلف کنیم !!!

mahsa
mahsa

خدایا تنها مگذار دلی را که هیچکس دردش را نمی فهمد، چرا که خود می دانی چه سخت است تنهایی. (مهرداد)

mahsa
mahsa

دﻻﺭ ﻫﺮﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﻻ ﺭﻭﺩ ﻣﺮﺩﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﭘﺎﺭﺱ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺑﻬﺶ ﺩﺳﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻦ ﻭ ﺑﺮﻥ ﺗﺎﯾﻠﻨﺪ .....

mahsa
mahsa

دمشون گرم؛ یه شرایطی درست کردن که اگه صبح که میخوای بری سرِ کار دلار بخری و عصری که میای خونه دلارا رو بفروشی نه تنها پول بنزین اون روزت در میاد ،میتونی با بقیه پولش یه تریپ شام تپل هم بخوری!

mahsa
mahsa

و ایـــن روزای قشنگ پاییزی همـــه میگـــن، هـــوا چقـــدر دو نفــره هســت .... اما مشـکل اینجــاسـت کــه رابطــه ها ســه نفــره هســت !!

mahsa
mahsa

دلــم كــَمى خــُدا مــى خــوآهـَد كـــَمى سكــوتــــ دلــَم دل بـــُريدن مــى خــوآهـَد كــَمى اَشكـــ كــَمى بــُهتــــ كــَمى آغــوش ِ آسمــآنى كــمى دور شــُدن اَز ايــن جــنس ِ آدم ...

mahsa
mahsa

یک داستان واقعی به نقل از "سروش صحت" صبح ها مسیر ثابتی دارم و اگر عجله نداشته باشم آنقدر در ایستگاه منتظر می مانم تا تاکسی مورد علاقه ام برسد. در واقع راننده این تاکسی را دوست دارم. راننده پیر و درشت هیکلی با دست های قوی و آفتاب سوخته و چشم های مشکی رنگ است که تابستان و زمستان سر شیشه ماشین را باز می گذارد و با آنکه چهار سال است بیشتر صبح ها سوار ماشینش می شوم فقط سه چهار بار صدای بم و خش دارش را شنیده ام. ماشینش نه ضبط دارد، نه رادیو و شاید همین سکوت، حضورش را این چنین لذت بخش می کند. ما هر روز از مسیر ثابتی می رویم، فقط چهارشنبه های آخر هر ماه راننده مسیر همیشگی مان را عوض می کند. یکی از چهارشنبه های آخر ماه به او گفتم «از این طرف راهمون دور می شه ها.» «می دونم.» دیگر هیچ کدام حرفی نزدیم و او باز هر روز از مسیر همیشگی می رفت و چهارشنبه های آخر ماه مسیر دورتر را انتخاب می کرد. چهارشنبه آخر ماه پیش وقتی از مسیر دورتر می رفت، سر یک کوچه ترمز کرد نگاهی به این طرف و آن طرف انداخت، بعد گفت؛ «ببخشید الان برمی گردم» و از ماشین پیاده شد. دوباره کمی این طرف و آن طرف را نگاه کرد، یک کوچه را ت

mahsa
mahsa

حال و روزم شبیه ماهی هاست تنگم اندازه دلم تنگ است

mahsa
mahsa

اسمـــــت چی بــــــود؟؟؟ می خــــــــــواهم بن بســـــــت های زندگیـــــــــم را به نامـــــــــــــت بکنــــــــــــم….

mahsa
mahsa

مدت هاســـــت نه به آمدن کسی دل خوشـــــــم… نه از رفتن کسی دل گیـــــــر… بی کسی هم عالمــــــــــــی دارد…

mahsa
DSCN1310.JPG mahsa

بهشت

mahsa
mahsa

دیروز رفتم بهشت

mahsa
mahsa