مهشاد
بی معرفت تو اون کسی بودی که اومدی زیر چترم,نه برای همراهی با من,بلکه فقط برای اینکه خیس نشی….بارون که بند اومد,رفتی که رفتی …..
مهشاد
چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟ با دو چشمان پر از اشک صدایش کردی؟ گفته بودم که دلش معدن بی معرفتی ست تو نشستی و دلت خوش به وفایش کردی؟
مهشاد
غلام همت آن نازنینم که کار خیر بی روی ریا کرد من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
مهشاد
دوستی این نیست بی معرفتی سنگدلی نامردی دوستی این نیست این نیست که دیرآمدی وزودروی
مهشاد
عاشقان را عشق فرمان میدهد لوتیان را معرفت …!! مخلصتیم با معرفت…… . . . .. . . اداره مبارزه با انسانهای بی معرفت و فاقد درک کافی
مهشاد
بهت نمی گم آدم بی معرفتی هستی چون بی معرفت ها که آدم نیستند
مهشاد
یه زغال برمیدارم دورت خط میکشم و مینویسم: این بی معرفت دنیای منه !
مهشاد
من همان دخترک غم زده ی دیروزم من همان کودک بی تاب برای بودن که دلش رادراندوه به زنجیرکشید وبه اندازه ی دل رنج کشید وبه اندازه ی بی معرفتی دردکشید
مهشاد
رفیق بی معرفت ؛ مثل پنجره ی رو به دیوار میمونه . . . چطوری پنجره؟
مهشاد
معرفت در گرانیست به هر کس ندهند پر طاووس گران است به کرکس ندهند
مهشاد
تو ای سمبل معرفت!کجایی ؟سلام این هم رسم توست،دوستی بی کلام ندیدم کسی ،هیچ مانند تو یک روز خوب ،یک روز بد…بی مرام
مهشاد
دلتنگی … دلتنگی … همانند سربازی که تازه از جنگ بازگشته محتاج نوازش دست هایت هستم باور کن که دلتنگی … دلتنگی … دلتنگی مرگ تدریجی ست !!!
مهشاد
دلتنگم اما تو را طلب نمیکنم…نه اینکه بی نیازم … صبورم.. “
مهشاد
کاش دهخدا می دانست دلتنگی … اشک …. فاصله …. بی وفایی…. تعریفش فقط دو حرف است “تـــو”