مهشاد
در حسرت فردای تو، تقویم و پر میکنم/ هر روز این تنهایی رو، فردا تصور میکنم هم سنگ این روزای من، حتی شبم تاریک نیست/ اینجا به جز دوری تو، چیزی به من نزدیک نیست.
مهشاد
خدایا….این سرنوشتی که برام بافتی،قسمت یقش یه خورده تنگه، قربون دستت شلش کن،دارم خفه میشم
مهشاد
چه کسی میگویدکه گرانی شده است؟ دوره ارزانیست ! دل ربودن ارزان ، دل شکستن ارزان ، دشمنی ها ارزان ، چه شرافت ارزان ، آبروقیمت یک تکه نان ! ودروغ از همه چیز ارزانتر ، قیمت عشق چقدرکم شده است ، کمترازآب روان ،وچه تخفیف بزرگی خورده قیمت هرانسان …..!
مهشاد
کارگر خسته اى، سکه اى از جلیقه کهنه اش درآورد تا صدقه دهد” ناگهان جمله اى روى صندوق دید و منصرف شد… “صدقه، عمر را زیاد میکند!!!
مهشاد
زندگى چیست؟ اگر خنده است چرا گریه مى کنیم ؟ اگر گریه است چرا خنده مى کنیم؟ اگرمرگ است چرا زندگى مى کنیم؟ اگر زندگى است چرا مى میریم ؟ اگر عشق است چرا به آن نمى رسیم؟و اگر عشق نیست چرا عاشق مى شویم!!!
مهشاد
اشکهایم که سرازیر میشوند دیری نمی پاید که قندیل میبندند عجیب سرداست هوای نبودنت
مهشاد
.کنار تو درباران قدم میزنم.چتر برای چه؟خیال که خیس نمیشود
مهشاد
بیادت هستم حتی اگر قرارباشد شبی بی چراغ درحسرت یافتنت تمام کوچه هاراقدم بزنم. .
مهشاد
همه میپندارند،انسانها همانگونه که فهمیده میشوندهستند، امانه،همانگونه فهمیده میشوندکه هستند
مهشاد
بسم الله الرحمن الرحیم(الله لااله الا هوالحى القیوم لاتأخذه سنة ولانوم له مافى السموات ومافى الارض من ذاالذى یشفع عنده الاباذنه یعلم مابین ایدیهم وماخلفهم ولایحیطون بشىءمن علمه الابماشاء وسع کرسیه السموات والارض ولایوده حفظهما وهوالعلی العظیم