مهيار
هیچگاه بیش از آن زمان خود را گول نمیزنیم، که گمان میکنیم دیگران را فریب داده ایم.
مهيار
سیـب از درخت افتاد... ستــاره از آسمـان... تــو از دماغ فیــل... من از پل صـراط... گاهی فرقی نمیکند از کجا... سرنوشت مشترکی ست... ســـقــــوط...!
مهيار
انگار هر چيز ِ مصلحتي بوي كاسبي مي دهد.! دروغ مصلحتي، حرفهاي مصلحتي، دوستي مصلحتي... . نفسم در ازدحام بازاري كه بجاي كالا معنا مي فروشند به تنگ آمده.
مهيار
گزارش پستچی: اشتباه از شما نبود! تقصیر من هم نبود! به جان مادرم خودکشی هم نبود. زنگ که زدم اشتباهی پنجره را جای در باز کرد.! گفتم از شیراز نامه دارید. به جای پلهها باز اشتباهی مثل پرندهها از پنجره پرواز کرد.!
مهيار
این روزها برای تنها شدن ... صادق كه باشی، كافي ست.!
مهيار
و چه اندك زماني كه عشق به نفرت تن داد. ......... به سرعت گذر رعدي تابناك كه بر داري نشيند ......... و برق دشنه ي تيزي كه بوسه بر قلبم نشاند.! .......... كاش حافظه ات تنها لختي، امانم ميداد...
مهيار
خداوندا رفیقم را تو یاری کن... پناهش باش و درحقش تو کاری کن... الهی هرچه میخواهد نصیبش کن... خدایا بر لبش لبخند جاری کن...