maloo
دستــــــــ مــــــن... خـــاليستـــــــ از بــودن تـــــو.... امــــا دلـــــم..... تـــا دلتــــــــ بخـــواهـــد.. از تـــــو پــــر استـــــــ .....
maloo
دلم گرفته است دلم گرفته است كسي مرا به افتاب معرفي نخواهد كرد كسي مرا به ميهماني گنجشك ها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني است.
maloo
انگار تا هميشه بايد در پي چشمهاي تو ستاره هاي جاده را سوا كنم و چه طولانيست اين شبهاي بي ستاره ي جاده.......... كاش انقدر كنار تو تنها نبودم..... كاش انقدر تنها نبودم....
maloo
دِل كـَندن از تـو ... باهـَمه عـِشقي كـه داشـتَم بــِهتـ… مـَنُ به ي جا رِسونـد ... كـِ حالا تـو چشـمان يـكي زُل بــِزَنُمُ بــِگَم ....: عاشـقَمـي... ؟ خـُب .....
maloo
اصلا چه فرقي ميکند...... من خاص باشم...... تو خاص باشي..... عشقمان خاص باشد .... يا آهنگ صدايم ..... وقتي تو هستي و چشمانت ...... همه چيز هاي معمول خاص ميشود...... حتي خودکار نوشته هاي من ..............
maloo
بي تو ميگذرد... . . اما . . کاش با تو تمام شود..
maloo
خدايـــآا...... ! من اينجا دلــ ـمـ سخت معـــجزهــ ميخواهــ ــد.......!
maloo
من یک زنـ ـم......بــــــــدان ... "حــــــوای" کسی نـــــمی شــوم که به "هــــــوای" دیگری برود ... تنهایی ام را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد .... روح خـــداست که در مــــــن دمیـــده شده و احســـــاس نام گرفته... ارزان نمی فروشمش....! دستــــــهایم بــالیـــن کـــودک فـــردایـــم خـــواهـــد شــــد ... بـــی حـــرمتـــش نمی کنم و به هــرکس نمی سپارمش ... ســـــودای دلـــم قسمت هر بی ســر و پـــــایی نیست... من یک زنـ ـم...
maloo
ماهي به آب گفت : تو نمي توني اشکاي منو ببيني چون من تو آبم . اب جواب داد : اما من ميتونم اشکهاي تو رو ببينم چون تو تو قلبمي
maloo
بغض علاوه بر راه ِ نفس راه ِ حرف زدن را نيز مسدود مي کند و من سالهاست بغضوار سکوت مي کنم ...
maloo
فِکـــر تَنـــم را از ذِهنــت بيـــــرون کُــــن....... حتــي لحظـــه اي..... حـــال اگــــر مَــــردي بِگــو.. بــــاز هَــــم دوستـَــم داريــــ....؟دی
maloo
اين روزها اگه کسي گفت:”من عـــاشقتــــم”… بپــــرس: تــــا ســــاعت چنـــــد....؟
maloo
نقاش دوره گر........برخيزدگرنقشم رانکش طرحي ازويرانه دورکشي بهتراز طرح ويرانه دل من است .....اينگونه"هســــــت" که دلت بادل من غمگين مي شود شيشه رنگ قلم روياهايت رابرداروبرو... تا بارنج دلم دگر شيشه سپيدي رنگ قلمت تاريک نشود ..............