maloo
نمیدانم چه شد..........اما هر چه شد
maloo
خط ِ کف ِ اين دست را از هر طرف بخواني.. بن بست اَست ..... من ، سالهاست دل بستــه اَم .... به عجوزه ـهاي ِ فال گيري...که برايـم ،به دروغ... پـاي ِ تـو را مي کشنـــد... وسط ِ معـرکه ايي که.. شايــد هيچ دَخلـي به تــو ندارد.....! و چه کودکـانه ، ـهر باربيشتــر بـاور مي کنـم .... شبي را که ، روزش دنيــا از آغوش ِ تــو شروع خواـهد شُد ......
maloo
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا یه دقیقه
maloo
همه چيز از يک خيال شروع شد همه چيزم با آن تمام شد و من ديري است به پايان رسيده ام حتي به پايان انديشه هاي مَسکوت
maloo
قَــــهوه ي تَــلخ را روبه رويم ميگذارد... و دور ميشود... بِ همگان بگو قهوه هاي اين کــافه تا ابد.. نخورده مي ماند وتَـــلخ.. سَــ ــرد ميشود....
maloo
نميدانم ..... شب ها من شاعر ميشوم ..... و تورا غزل باران ميکنم ...... يا ..... يا تو بهانه ميشوي ..... و من غزل غزل ميبارم...
maloo
اين روزها.. غربت جاده ها را... چه طولاني.. به تصوير ميکشي.....
maloo
نيست ... نميدونم کجاست ... ولي ميدونم که ندارمش....
maloo
کم کم ياد ميگيري.. که حتي نور خورشيد هم ميسوزاند اگر زياد آفتاب بگيري بايد باغ ِ خودت را پرورش دهي به جاي اينکه منتظر کسي باشي تا برايت گل بياورد. ياد ميگيري که ميتواني تحمل کني که محکم باشي پاي هر خداحافظي ياد ميگيري که خيلي ميارزي
maloo
مي کَني دل از خاک... پله پله تا اوج... مي روي تا پرواز... بعد از آن بالا مي خوري سُر آرام... ذره ذره تا خاک...
maloo
چه کسي براي عشق بازي من… شعر اتل متل خواند… که پايت را به راحتي از زندگيم ورچيدي…
maloo
بــي هـــــوا مــي آيـــي مـــــرا هـــــوايـي ميکنـــي و ميــــروي چـهـ رســــم ناجـوانمـــردي را خـــوب ميـــدانـي...!
maloo
خدايآ! دخـلـَم با خرجـم نميخواند ، کم آورده ام ، صبري که داده بودي تمام شد ، ولي دردم همچنان باقيست !!! بدهکار قلبم شده ام ، ميدانم شرمنده ام نميکني؛ باز هم صبـ ~ ـر ميخواهم...!
نمیدانم چه شد
14 سال و 24 روز و 10 ساعت و 25 دقيقه قبلاما هرچه که شد
تهش این شد
که دل من
عاشقت شد
شد بی قرار
شد مجنون تراز مجنون
تو شدی دنیایش
دریک لحظه وارد دنیایش شدی
شدی بود و نبودش
شدی تاروپودش
اما ناگهان نمیدانم چه شد
که شد که نباشی
که دیگر شد که نشود!
که تمام شدن ها نشدن بشود!
که من بشوم یک مرده...
بشوم تکرار مجنونی دیگر...
که شدن ها نشدن بشود...
که من...
نیست شوم!