دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

maloo

موجيم كه اسودگي ما عدم ماست / ما زنده به انيم كه ارام نگيريم درباره »
maloo
زن
امتیاز: 1744

دنبال‌شدگان

(170 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(364 کاربر)

گروه‌ها

(26 گروه)

بازدید

maloo
maloo

من براي تو چَتـري بيش نبودمـ.ـ.ـ بـــــاران که تمـامـ شد فراموشـــمــ(×) کردي ... تو تنها هم قــدمـ ِ بارانـ ـي ميخواستـ ـي ! امّـا من ، خود ِ باران شدمـ بعد از آن ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
maloo
maloo

خدا.....................امروز چقدر سخت گذشت ................ وقتی فهمیدم..............

maloo
maloo

دلم یه چیزی میخواد.........................یه چیزی.................که انگار خودمم نمیدونم............یا نه میدونم .................میترسم بهش فکر کنم

maloo
maloo

سلام

maloo
maloo

ما رفتیم با اجازه

maloo
maloo

جی جی جینگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ تا حالا این موقع نیومده بودم

maloo
maloo

چرا دیدگاهشون غیر فعال میکنند ...............خو ادم میخواد نظر بده

maloo
maloo

زنــــان مــوجـودات عــجــيبــي هــسـتنـد !

maloo
maloo

سلام

maloo
maloo

حواسم را هر کجا پرت مي کنم، باز کنار تو مي افتد...

maloo
maloo

آهــــــــــــــــآي رفـــــــيـــــــــق...... روز قيــــــامــــــــت بايد خيــــــــــــلي جـــــــــواب بــــــــدي.......

maloo
maloo

موقع رفتن..... به پشت سرش ريختم هرچه بود... در چشم... در دل.....! تا راحت برود... تا آنکه قرار است ضربه بخورد من نباشم.... تا... اما نه چشمانم خالي شد از اشک... و نه اين دل بي صاحب از عشق.....

maloo
maloo

ويرگول هم نشديم هر کي بهمون رسيد مکث کنه ! قره قوروتم نشديم دهن همه رو آب بندازيم ! خربزه هم نشديم هر کي مي خورتمون پاي لرزش هم بشينه ! موبايل هم نشديم ، روزي هزار بار نگامون کني ! پايان نامه هم نشديم ازمون دفاع کنن ! آهنگ هم نشديم ، دو نفر بهمون گوش کن ! مانيتور هم نشديم ازمون چشم بر ندارن !

maloo
maloo

تعجـب نکن ! اگر شعر تازه اي براي تو نمي نويسم ... هيچ مداد ِ خيسي نمي نويسد ... !

maloo
maloo

يه دختري کور بود که يه پسري رو خيلي دوست داشت و هميشه ميگفت : اگه من چشم داشتم و ميتونستم صورتت رو ببينم تا هميشه پيشت ميموندم.يه روز يکي پيدا شد و چشماشو به دختره داد بعد از اينکه دختر صورت پسر رو ديد فهميد که اون هم کوره و گفت : برو ديگه دوستت ندارم...پسر وقتي داشت ميرفت درحاليکه چشماش پر از اشک بود آروم گفت :مواظب چشمام باش..