دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محمد مهدی

منو همینطور که هستم بپذیر،لقمه ی دهان گیری نیستم پس از من بتی نساز که از بهشت خودت بیای بیرون...باه... درباره »
محمد مهدی
مرد - مجرد
امتیاز: 37665

دنبال‌شدگان

(12926 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1416 کاربر)

گروه‌ها

(380 گروه)

بازدید

محمد مهدی
محمد مهدی

اون روزی رو که به دنیا اومدی خوب یادمه:>>>{ پیش ساعت 2و نیم نصفه شب بود.../ که:>( بهم خبر دادن پا گذاشتی به این دنیا که ...!!!) و از همون لحظه بود که:>>> شدی همه دنیام....!!!!} برام خیلی سخت بود که تا نزدیکای یه ماهگیت از دور باشم ولی به اینکه ببینمت می ارزید.../ دیر به دیر میبنمت ولی:>>>{ یه لحظه هم شک نکن که:>> .../ پس همیشه باش تا باشم} الان دلتنگی هامو اینجا برات مینویسم{#تو_خود_خود_دنبالر...!!} تا بعد ها که بزرگتر شدی:>> بیای اینجا و بخونیشون شاید اونموقع که نازت رو بکشه.../ شاید اونموقع داییت زیر یه مشت خاک باشه.../ {نمیخوام تلخش کنم} و یا شایدم اونموقع کنارت باشمو با هر و صدای خنده هات به عمرم اضافه شه..../خدایا برام حفظش کن و لبخندو هیچ وقت از لبش محو نکن{که میدونم ...!!!}

محمد مهدی
محمد مهدی

پدربزرگ «مجنون» عزيز نيز «ليلي» پدر هميشه «خسرو» و مادرم، عروس خانه، «شيرين» چرا، چرا نبايد كه عاشق تو باشم؟

محمد مهدی
محمد مهدی

خدایا چرا بعضی ها رو اینقدر تنها میکنی...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

محمد مهدی
محمد مهدی

واقعا عشق یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

محمد مهدی
محمد مهدی

چرا به مادر لقب سلطان غم رو دادن ؟ چرا نگفتن سلطان شادی؟

محمد مهدی
محمد مهدی

خدایا چی میشد اون برگرده ....

محمد مهدی
محمد مهدی

كاش آسمان حرف كویر را می فهمید و اشك خود را نثار گونه های خشك كویر می كرد. كاش دلها آنقدر خالص بودند كه دعا ها قبل پائین آمدن دستها مستجاب می شدند. كاش مهتاب با كوچه های تاریك شب آشنا تر بود. كاش بهار آنقدر مهربان بود كه باغ را به دست خزان نمی سپرد. كاش در قاموس غصه ها ، شكوه لبخند در معنی داغ اشك گم نمی شد. كاش مرگ معنای عاطفه را می فهمید كاش كاش كاش ......

محمد مهدی
محمد مهدی

روزی از گورستانی می گذشتم روی تخته سنگی نوشته یافتم كه نوشته بود: " اگر جوانی عاشق شد چه كند؟ " من هم زیر آن نوشتم: " صبر " برای بار دوم كه از آنجا گذر كردم زیر نوشته ی من كسی نوشته بود: " اگر صبر نداشته باشد چه كند؟ " من هم با بی حوصلگی نوشتم: "مرگ" برای بار سوم كه از آنجا عبور می كردم انتظار داشتم زیر نوشته من نوشته ای باشد اما زیر تخته سنگ ، جوانی را مرده یافتم

محمد مهدی
محمد مهدی

گفتم دوستت دارم ، چه صادقانه پذیرفتی ، چه فریبنده آغوشم برایت باز شد ، چه ابلهانه با تو خوش بودم ، چه کودکانه همه چیزم شدی ، چه زود نیازمندت شدم ، چه حقیرانه به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی ، چه ناجوانمردنه وازه غریب خداحافظ به میان آمد ، چه بی رحمانه و من سوختم ، چه عاشقانه ولی هنوز هم دوستت دارم غریبه...

محمد مهدی
محمد مهدی

*پرسید به خاطر كی زنده هستی؟ با اینكه دلم می خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هیچ كس. پرسید پس به خاطر چه زنده هستی؟ با اینكه دلم فریاد میزد "به خاطر تو" با یك بغض غمگین گفتم به خاطر هیچ چیز. ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی؟ در حالیكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسی كه به خاطر هیچ زنده است .

محمد مهدی
محمد مهدی

پای سگ بوسید مجنون خلق گفتندش چه بود، گفت این سگ گاهگاهی کوی لیلی رفته بود...

محمد مهدی
محمد مهدی

نقــّـــــــــاشِ خــــوبی نــــبودم... اما ایـــــــــــــن روزها... به لطـــــــــــفِ تــــــــــو... انـــتظــــــار را دیـــــــــــدنی میکـــــِـــــــشـَـم....!!!! ..

محمد مهدی
محمد مهدی

نیستی که ببینی چقدر شکست خورده ام چقدر از نبودنت رنج میکشم چه روزهایی رو سپری می کنم...

محمد مهدی
محمد مهدی

تو رفتی با یک جمله من ، رفتی ولی نمیدونستی با رفتنت به سرم چی میاری .....

محمد مهدی
محمد مهدی

خسته ام ...! خسته نبودنت ...! خسته از روزهایی که بی تو شب میشود و شبهایی که باز هم بی تو میگذرد تا که طلوعی و غروبی دیگر بیایند و باز هم گذر زمانها که بی تو میگذرد ...! میگذرد ...! میگذرد و باز هم میگذرد

محمد مهدی
محمد مهدی

خدايا! اين دل شکسته را جز دستهاي مهربان تو درماني نيست واين دست بسته را جز از ابر احسان تو باراني ، نه.