mariya
نبودن تو تــلــخ... اشک های من شــور... یادت شیــرین... زنـدگــی ام چقدر بامــزه است!!!
mariya
خدایا ، راهی نمیبینم ، آینده پنهان است اما مهم نیست همین کا[!]ت که تو راه رامیبینی و من تو را . . . . .
mariya
خوش به حال فرهاد که تلخترین خاطره اش شیرین بود !…
mariya
حرفش را ساده گفت: من لایق تو نیستم!!!! اما نمیدانم خواست لیاقتم را به من یادآوری کند یا خیانت خودش را توجیه!؟! .
mariya
دوباره سیب بچین حوا من خسته ام بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند……!
mariya
همه رفتند از این خانه ولی غصه نرفت ، این یار قدیمی چه وفایــی دارد ...
mariya
همیشه انسانها را از روی طعم انتخاب کن نه از روی رنگ . . .
mariya
تو ای مادر که یک عمره دلت با غصه دم سازه صبوری های تو مادر منو به گریه میندازه مثل یک طفل خواب آلوده من محتاج آغوشم از اون لالاییات مادر بخون بازم توی گوشم برای سرنوشت من تو دلواپس ترین بودی برای اشکهای من همیشه آستین بودی تو ای همیشه غم خوارم تو ای مطرح ترین یارم به نام نامی مادر همیشه دوستت دارم
mariya
چشمانم از اشک خیس است.میگویند حساسیت فصلیست!... آرى!... من به فصل فصل این دنیا که انسانیت را نمیفهمد حساسیت دارم....
mariya
. یه وقتایى حس آخرین بیسكوئیت مونده توبسته ساقه طلایی رو دارم! شكسته و تنها....
mariya
به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات به جای اینکه ترکمون کنن درکمون می کنن . . .
mariya
وقتی حاجیان به شیطان سنگ میزدند،شیطان میخندید و میگفت: این جماعت که امروز به من سنگ میزنند،برسند تهران به من زنگ میزنند!
mariya
به سلامتی اون پسری که وقتی تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میفته بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی انگشت کوچیکهٔ عشقم هم نیستی . . . .