mariya
نبودن تو تــلــخ... اشک های من شــور... یادت شیــرین... زنـدگــی ام چقدر بامــزه است!!!
mariya
. ایـن روزهــا عجیـب دلـم بـچگـی مـی خواهـد … /خستـه ام/ فـقط یـک قـلم لطـفاً … می خواهـم خـودم را خط خـطی کنـم ! . . .
mariya
. آدمها آنقدر زود عوض می شوند ... آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است ... M:M:M
mariya
آنقدر مشغول بزرگ شدن هستیم که گاهی فراموش میکنیم پدر و مادرمان در حال پیر شدن هستند !!! .
mariya
گاهی آدم احتیاج داره یکی بیاد بزنه رو شونه ش ، بگه : "هی رفیق ! از چیزی ناراحتی ؟" اونوقت آدم برگرده بگه : "آره رفیق ، ازهمه چی"
mariya
دوست داشتن کسی که شما رو دوست نداره مثل بغل کردن کاکتوس می مونه ... هرچی محکم تر بغل کنی بیشتر آسیب میبینی … .
mariya
با تو بودن را تصویر کردم ... بی تو بودن را ، تجربه ! این بود سهم من از رویا تا واقعیت ... . .M
mariya
درختان به من آموختند : پایبندی هرکس به اندازه ی ریشه ی اوست ، به هر درختی نمی توان تکیه کرد !!!
mariya
خوشبختی داشتن دوست داشتنی ها نیست ، خوشبختی دوست داشتن داشتنی هاست ..........
mariya
فاصله ات را با آدمها رعایت کن ، آدمها غیر قابل پیش بینی هستند ... یک دفعه میزنند روی ترمز ! .
mariya
باید جشن بگیرم… اشکهایم دوباره با من آشتی کرده اند…
mariya
هیچ انتظاری ازکسی ندارم، و این نشان دهنده قدرت من نیست! مسئله ، خستگی از اعتمادهای شکسته است .
mariya
گذشته رو اگه به دوش بکشی کمرت خم میشه ولی اگه بذاری زیر پات قدت بلند میشه . . .
mariya
امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم... به خدا چه طور؟؟؟
mariya
گاهی آنكس كه میخندد و میخنداند،میخواهد حواست را از چشمان گریانش پرت كند....
mariya
من میبافم،او نیز میبافد! من برای او کلاه تا سرش را گرم کنم او برای من دروغ تا دلم را گرم کند....