mariya
نبودن تو تــلــخ... اشک های من شــور... یادت شیــرین... زنـدگــی ام چقدر بامــزه است!!!
mariya
زخم هایم به طعنه می گویند: دوستانت ، چقدر با نمک اند!!
mariya
مادر، دریایی است که سیل دردهای ما را تا قطره ی آخر می پذیرد و طغیان نمی کند.
mariya
آدم یک “بودن” است و انسان یک “شدن”
mariya
هرچه میروم نمیرسم! گاهی فکر میکنم نکند من باشم…کلاغ آخر قصه ها!
mariya
یکی به جرم تفاوت تنهاست یکی به جرم تنهایی متفاوت .....
mariya
وقتی بعلاوه ی خدا باشی، میتونی منهای هر چیزی، زندگی کنی!
mariya
کلاغ اولی : غار ، کلاغ دومی : غار ؟؟؟ کلاغ اولی :په نه په هتل؟
mariya
آدماوقتی شادند دوستانشان رافراموش میکنند;خوشحالم که شادی.....
mariya
رفاقت مثل سنگهای کنار ساحل میمونه اول یکی یکی جمعشون میکنی تو بغلت ، بعدش هم یکی یکی پرتشون میکنی تو دریا اما بعضی وقتا یه سنگهای قیمتی گیرت میادکه هیچ وقت نمیتونی پرتشون کنی، وشما یکی از اونایی…
mariya
رشته ی محبت را باید به ضریح دلی بست که خیال کوچ کردن نداشته باشد . . .
mariya
عجب موجود سخت جانی ست دل ! هزار بار تنگ میشود ، میشکند ، میسوزد ، میمیرد و باز هم برایت میتپد !