ی لبخند : )
ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﭽﮕﯽ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺳﯿﮕﺎﺭ، ﺑﻬﻤﻮﻥ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻦ"ﻣﺴﻮﺍﮎ" ﺿﺮﺭ، ﺩﺍﺭﻩ،ﺍﻻﻥ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺩﺭﺩ ﻧﺪﺍﺷﺖ، همه دور هم جمع میشدیم یواشکی مسواک میزدیم !!
ی لبخند : )
خدا این [!]بوک رو از ما نگیره تا وقتی [!]بوکو کشف نکرده بودم: نمیدونستم شمال تهران اینقدر جمیعت داره!!!!!!!!!!! ! دانشگاه شریف و تهران این همه دانشجودارن!!!! همه هم حداقل ۳ تا زبان بلدن!!!!!!!!!!! !!!! همه اروپا دیده و خارج رفته ان !!!!!!!! تازه یک سوم جمعیت تو [!] بوک مدل هستند!!! یک سوم دیگه هنرمند اعم از خواننده..موزیسین..شاعرند!!!! بقیه عکاسن!
ی لبخند : )
مسئله خاص از اونجا شروع میشه که : سوسکه ناپدید میشه… ! موافقين؟؟؟
ی لبخند : )
: وقتی که باهام بود بهم می گفت: *نتــــــرس من که باهاتم!* این اواخر وقتی میدونست می خواد بره می گفت: نترس! تنهایی که ترس نداره
ی لبخند : )
قديما مردم الکي حلقه دست ميکردن ؛ که بقيه فکر کنن متاهل هستن ، و کسي مزاحمشون نشه .... امروز اونايي که ازدواج کردن ؛ قايم ميکنن که موارد جديد رو از دست ندن ... !! زندگي داريم مي کنيم بخدا.....
ی لبخند : )
الان داشتم کیبورد رو می تکوندم..با مواد غذایی که ازش بیرون اومد میشد مردم سومالی رو نفری 3 وعده غذا داد !
ی لبخند : )
بــه سلامتـــى همه اونایی که خودشون هـزار تـا خـاطـرخـواه دارن ولـی نصفه شبی دلشـون گیــر ِ یــه بــی معــرفتــه !!!
ی لبخند : )
خدایا یا پول بده یا اگه پول ندادی عقل درستو حسابی هم نده که شاد باشیم حداقل ...!!!
ی لبخند : )
دوست پسر حرفه ای : دختر : عزیزم من کیف پولم رو توی خونه جا گذاشتم ، الان هم 50 هزار تومن نیاز دارم ، فوریه بهم قرض میدی ؟ پسر : بیا این 3 هزار تومن رو بگیر برو خونه و کیفت رو بیار :خخخخ
ی لبخند : )
سلامتی استادی که سرجلسه امتحان دید برگم سفیده،اومد درگوشم گفت نگران چی هستی؟اسمتو بنویس بقیش بامن! . . . . (ولی حیف بیدارشدم بقیه خوابمو ندیدم...)
ی لبخند : )
غضنفر سر مرز یه عراقیه رو اسیر میگیره. همینجور كه داشته میبردتش، یه دفعه یه خمپاره میخوره بغلشون دست عراقیه كنده میشه. عراقیه میگه: بگذار من این دستمو بندازم تو كشور خودم. غضنفر دلش میسوزه، میگه باشه. یكم دیگه میرن، دوباره یه خمپاره میخوره اون یكی دست عراقیه هم كنده میشه. باز عراقیه میگه بگذار من این دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، غضنفر هم میگه باشه. بعد یه تركش دیگه میخوره پای عراقیه هم كنده میشه، ورش میداره میندازه اونور مرز. یه دفعه غضنفر تفنگ رو میذاره روشقیقه یارو میگه: هوی! فكر نكن من خرم نمیفهمم، كم كم داری فرار میكنی ها !!
ی لبخند : )
بچه ها کسی نمیدونه دفتر چه کاردانی به کارشناسی فنی کی میاد؟