مرد ب غیرتشه، مردی ک ب لباس پوشیدن ب طرزِ آرایش ، ب بیرون رفتن ها ، ب طرزِ صمیمیت نسبت ب غریبه حساس نباشه ک مرد نیست! ی دوستِ معمولی تو زندگیه روزمره ب حساب میاد ک فقط داری باهاش زندگی میکنی .. {البته این نظر شخصیه منه.درضمن منظور ب شکاک بودن طرف نیست}
اینکه یکی ب تک تکِ لحظه هات حساسه ، نگرانه ، ب فکرشه ، ی نعمته ! ی نعمتی ک میدونی لااقل جز پدر و مادرت یکی هست ک واسه گذرِ ثانیه هات تو فکره.... [اما امان از تعبیرِ این حساسیت]
یکی مث، یا مث خیلیا تشنه ی این توجه اند....
یکی تعبیرش اینه ک ی نوع گیر دادنِ....
یکی این توجه و رو دارع قدرشو میدونه و لحظه هاش ب خوشی میگذرن....
یکی دارع اما زندگیش ب زهر تشبیه میشه....
آره این توجه ها مث زهره....
وقتی ک دیگه این رفتارها، این حساسیت ها، این نگرانی ها ، حتی اگع این آدم رو تو زندگیت نداشتی بعد میفهمی زهر چیه آرامش چیه!
چه خوشی چه غم
چه خوبی چه بدی...
چه لبخند چه گریه ...
چه روزایی ک لحظه شماری میکنی بگذره
چه روزایی ک دوست داره هر روز تکرار شه
همه چی میگذره
نه دل ببند نه ناشکری کن ...
خیلی زود ناراحت میشه..خیلی زود دلگیر میشه...خیلی زود دلواپس داشته هاش میشه...رو چیزآیِ مهمِ زندگیش حساس میشهُ بهش توجه میکنه...
و اگرم بهش توجه نشه زود تو خودش میشکنه...
این خصوصیات اصلا خوب نیست...حالاا وقتی ام ک با ی آدمِ بی خیال برخورد کنه...
بیشتر از هرکسی خودش اذیت میشه..