maryam
دلم ساعتی را میخواهد که مانده باشد روی لحظه های با تو بودن.................
maryam
شهامت میخواهد سرد باشی و گرم لبخند بزنی نظر شما چیه
maryam
معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد: سارا ... دخترک خودش رو جمع و جور کرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟ معلم که از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد: چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت کنم! دخترک چونه ی لرزونش رو جمع کرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت: خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن... اونوقت می شه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ... معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ... و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد . .
maryam
هیچ چیز دلنشین تر از این نیستکه مدام نامت را صدا بزنم با یک علامت سوال … “؟” و تو با حوصله جواب بدهی جـــــــــــون ِدلــــم !؟
maryam
هیچ چیز دلنشین تر از این نیستکه مدام نامت را صدا بزنم با یک علامت سوال … “؟” و تو با حوصله جواب بدهی جـــــــــــون ِدلــــم !؟
maryam
خدایا به بزرگیت قسمت میدهم پشت تکرار همه خطاهایم بنویس: :::جوانی:::
maryam
در کلبه ای که نگاه تو فانوسش باشد هزاران زمستان پشت درش میمانم…
maryam
♥☆✿ ✿ღ دلم یک آلزایمر خفیف می خواهد آنقدر که یادم نرود به نفعم است که به چند زبان زنده ی دنیا سکوت کنم
maryam
مخاطبهای امروزی رو هرچی بیشتر خاص کنی؛ بی خاصیت تر میشن
maryam
گفتی بازی برد و باخت دارد … ولی زبانم بند آمد بگویم که من بازی نکردم ؛ من با تو زندگی کردم !!!
maryam
کلماتی که از دهانتان بیرون می آیند ، ویترین فروشگاه شعور شماست . . . ب
maryam
آدما خیلی نمیتونن از هم دور باشن ، بالاخره یه چیزی جا میمونه که مجبورن برگردن سعی نکن از من دورشی . . . دلت اینجاست و یکی دوستت داره . . .
maryam
اگه بعضی وقتها نمیشنوی دوستت دارم به خاطر سایلنت دلمه ، نه اینکه معرفتم کمه !