دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

maryam
امتیاز: 2795

دنبال‌شدگان

(505 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(669 کاربر)

گروه‌ها

(20 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
1.jpg ✔کتــ☾ــے ...

فكر نكن كه به پایَت می نشینم.... بلند می‌‌شوم آرام چرخی می‌زنم و مطمئن می‌شوم که نیستی بعد برمی‌گردم سَرِ جایم سرم را می‌گذارم و می‌میرم....!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Sajad
Sajad

من چرک نویس احساسات تو نیستم . . . دوستت دارم هایت را جای دیگری تمرین کن!

این ارسال را بازنشر کرده است.
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻

کسی مرا می خواند هر صبحگاه و هر شامگاه از دور دور کسی هست که مرا به نام کوچکم می خواند به آن نام که حتی مادرم نمی داند.....!

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
1.jpg ✔کتــ☾ــے ...

قبل از اینکه عاشقم شوی ... مرا خوب خوب نگاه کن ! مبادا چیزی از قلم بیفتد که بعدها به چشمت بیاید !

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

شیر نری دلباخته‏ی آهوی ماده شد. شیر نگران معشوق بود و می‏ترسید بوسیله‏ حیوانات دیگر دریده شود. از دور مواظبش بود… پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را می نگریست، شیری را دید که به آهو حمله کرد. فوری از جا پرید و جلو آمد. دید ماده شیری است. چقدر زیبا بود، ... گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت. با خود گفت: حتما گرسنه است. همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد. و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو خورده شد…

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
علی
26cb0c29ff19e6ab63aa543591cc377e-300 علی

هرروز درخیابان های شلوغ میان بوق های مکرر پرده ی سکوت راپاره می کنی. درخلوت اما، تابرایت ازعشق می گویم انگشت برلب می گذاری که: هیس س س!

این ارسال را بازنشر کرده است.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

من دلم گرفته است از سکوت... از تنهایی... از انتظار بی پایان این کوچه های بی رهگذر...... من دلم به اندازه تمام دنیا.....گرفته است.!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
حسین نقویان
حسین نقویان

گنجشک کنج آشیانه اش نشسته بود. خدا گفت: چیزی بگو ! گنجشک گفت: خسته ام. خدا گفت: از چه ؟ گنجشک گفت: تنهایی، بی همدمی. کسی تا به خاطرش بپری، بخوانی، او را داشته باشی. خدا گفت: مگر مرا نداری ؟ گنجشک گفت: گاهی چنان دور می شوی که بال های کوچکم به تو نمی رسند . خدا گفت: آیا هرگز به ملکوتم نیامدی ؟ گنجشک سکوت کرد. بغض به دیواره های نازک گلویش فشار آورده بود. خدا گفت: آیا همیشه در قلبت نبوده ام ؟! چنان از غیر پُرش کردی که جایی برایم نمانده. چنان کوچک که دیگر توان پذیرشم را نداری . هرگز تنهایت گذاشتم ؟ گنجشک سر به زیر انداخت . دانه های اشک ، چشم های کوچکش را پر کرده بود . خدا گفت : اما در ملکوت من همیشه جایی برای تو هست ، بیا ! گنجشک سر بلند کرد . دشت های آن سو تا بی نهایت سبز بود . گنجشک به سمت بی نهایت پر گشود

این ارسال را بازنشر کرده است.
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
539356_262898997137114_151205248306490_546560_1770639672_n.jpg ℳEISAM✌sT⒝ .......☻

همه چیز شاید یک اتفاق ساده بود.... لغزیدن نگاهم.... بر زلال احساست.... و تپیدن دلم... که التماس نورانی در خود داشت... و اری.... انجا من قربانی شدم... و تو الهه بودی که این قربانی شایسته ان نبود میدانم.... و اری من تمام شدم به همین سادگی !

این ارسال را بازنشر کرده است.
maryam
maryam

kheyli ziyad doset daram..fekr mikonam vaqhteh nafas keshidaneh

alla
alla

من دیـــوانه ی آن لـــحظه ای هستــم که تو دلتنگم شوی و محکم در آغوشم بگیــری و شیطنت وار ببوسیم و من نگذارم عشق من بوسه با لـــجبازی، بیشتر می چسبـــد!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

بیا باهم قدم بزنیم |: من در خیال تو , تو بی خیال من ! |:

این ارسال را بازنشر کرده است.
SONIYA
SONIYA

مذهب شوخی سنگینی با من کرد .سالها مذهبی بودم بی آنکه خدایی داشته باشم……… دکتر شریعتی

این ارسال را بازنشر کرده است.