آدم که غمگین می شود، خودش را جدا می کند از جمع،........ که مبادا آسیبی به خوشی های دیگران بزند......... مورد فراموشی قرار می گیرد...... و تنها تر و تنها تر می شود. ............آنچنان در تنهایی خود غرق می شود......... که دیگر با هیچ تلنگری بر نمی خیزد. ............و این آغاز تلخ یک پایان است...
بگـــــو خدا گوش کند.. بگــــو دنیا بایستد... بگــــو چراغ ها را خاموش کنند.. شمع ها را روشن.... آرامشِ ام آمده است بــگو خدا بداند ، غرورم را از من نمی تواند بگیرد.....
@نيلـــوفر ....خدایا......... غارحرایی به من نشان بده........ هرچند میدانی و میدانم که زنم و به چهل سالگی نرسیده ام...... اما تو غار حرایی نشانم بده........ برگزیده شدنش با من
حافظ هم حافظ های قدیم تفال که می زدیم .... درست جواب میداد.... خسته شده ام از تکرار این غزل ...........صلاح کار کجا و من خراب کجا ببین تفاوت ره کزکجاست تا به کجا............