مریم ب
گناه نه چاره ای نبود ؛ طعم سیب می داد لبهایت... طاق زدم بهشت را ، با آغوشت ...
مریم ب
عشق من به تو/درخت سیب است/از بهشت رسیده /میوه های حرام می دهد ....
مریم ب
ردپايت را که مي گيرم، از تو دورتر مي شوم ، شايد کفشهايت را بر عکس پوشيده اي...
مریم ب
بعضی وقتها، بعضی حرفها ،گیر میکنند در بعضی حلقها. . ./
مریم ب
شبیه مردی شده ام که پشت دود سیگارش با خود می گوید : باید ترک کنم سیگار را ، خانه را ، زندگی را ، و باز پُکی دیگر می زند …
....
14 سال و 1 ماه و 2 روز و 14 ساعت و 26 دقيقه قبل