❤☺مرضیه اینا☺❤
!...هروقت گرسنه میای خونه ، اون شب اتفاقی غذا ندارین اما یه شب که بیرون غذا می خوری و میای خونه می بینی غذای مورد علاقت رو درست کردن ...!
❤☺مرضیه اینا☺❤
از تصادف جان سالم به در برده بود و مي گفت زندگي اش را مديون ماشين مدل بالايش است و.... خــــــــــــــــــــــــدا همچنان لبخند ميزد.
❤☺مرضیه اینا☺❤
دلم واسه اول دبستانم تنگ شده که وقتی تنها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی یه نفر میاد و بهت میگه با من دوست میشی؟
❤☺مرضیه اینا☺❤
آخر نفهميدم اون رنگ سفيد تو جعبه مداد رنگيامون به چه دردي ميخورد...!
❤☺مرضیه اینا☺❤
ســـــــــــــــــاکت که می مانی... میگذارند به حساب جواب نداشتنت! عـــــــــــــــــــمراً بفهمند داری جان میکنی تا حرمــــــــــــــــــــــــــــــــتهـا را نگه داری !
❤☺مرضیه اینا☺❤
یـه وقتـایـی هـدفـون مـیـزارم تو گـوشـم، آهنـگ پلـی نمیکنـم، فقـط واسـه این کـه کسـی بـاهـام حـرف نـزنـه ...
❤☺مرضیه اینا☺❤
نمک خوردی نوش جونت! نمکدون رو هم شکستی دمت گرم! دیگه بقیشو به زخمم نپاش
❤☺مرضیه اینا☺❤
یا اسم خودتونو نذارید دوست ؛ یا وقتی آدم سگ می شه هنوز دوستش داشته باشید ...
❤☺مرضیه اینا☺❤
تو این دنیا همه میخوان خاص باشن تو عادی باش اینجوری خاص تری.
❤☺مرضیه اینا☺❤
دنبال کسی نیستم که وقتی میگم میرم بگه : "نرو!" کسی رو میخوام که وقتی گفتم میرم بگه : "صب کن منم باهات بیام، تنها نرو"
❤☺مرضیه اینا☺❤
خدایا,قربونت برم... فردا از اون دنده پاشو. من یکم خوشبختی میخوام. واسه تنوع گاهی لازمه...!
❤☺مرضیه اینا☺❤
به سلامتیه اون پسری که 10سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت,20 سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت,30 سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه باباش گفت چرا گریه میکنی ؟ گفت: آخه اونوقتا دستت نمیلرزید...!
❤☺مرضیه اینا☺❤
نمـی بخشمـت ! ولـــــی " فــراموشت " می کنــــــــم ! همیشــــــــه بـه همین ســـادگی از آدمـــای بـــــی ارزش مـی گــذرم..