masloob
سخت ترین کار در دنیا : ترمیم اعتمادیست که از دست رفته…!!! .
masloob
آدمَش نیستم... آدم ِ بازی گرفتن ِ احساس ِ کسی نیستم.....! من خودم را به گند میکشم ، و تو میگویی همینــَت را دوست دارم.....! گناهی نداری ....! تو همان بودی با من که من با دیگری... احساست را ندید میگیرم ، ولی برای عشق ِ فلانی ، از خانواده ام میگذرم ! دست ِ خودم نیست ... ته روابطم ، از هر جنسی را میشناسم ! ...!!!
masloob
من که فقط بافتن ِ موهایت را بلد بودم ... با شانه های لاغر ِ خمیده ام .... سوی میدان ِ دوئلِ ِ خاکی میرفتم .... که روبرویت ایستادم ....دست هایت را بوسیدم ، و گفتم : عزیزم ، اگر حریفم در این دوئل تیرانداز ِ ماهری نبود ، حتما با تو ازدواج خواهم کرد... ...!!!
masloob
وقتی نیستی شاعر میشوم ..... میایی عارف .... میروی کافر .... اینبار را برای نجات اسلامت برگرد .... !!
masloob
دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردهایش شده ایم. حسین پناهی
masloob
سطرهای دلم خط خطی شده اند می خواهم عمیق شوم چاه و چاله کم دارم دیده ای که نگاهت نمی کنم؟ می ترسم که نگاهم گره کوری بخورد و باز.... باز ... این گره کور همین حالا هم باز نمی شود وقتی تو می روی، پاهایم به زمین می چسبند
masloob
به یک سکوت دوهزار و پانصد ساله احتیاج دارم!! باید خودم را از خرابه ها .... بیرون بکشم.. این روز ها در قامتی قدم میزنم که سرم به تنش نمی ارزد مدتیست گم و گورم...
masloob
راه حلی داری ....؟ راه نجاتی برای کشتی شکسته .... که نه غرق میشود .... و نه نجات پیدا میکند ....؟