دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

•– - Mαт - –

•– - Mαт - –
زن - مجرد
امتیاز: 35832

دنبال‌شدگان

(8854 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2263 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

ﻛﺎﺵ ﺩﺭ ﺁﻏــﻮﺵ ﻫﺎ ﺗﻔــﺎﻭﺕ ﻧﻴـﺎﺯ ﻭ ﺩﻭﺳــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﻣﻌﻠـــــﻮﻡ ﺑــﻮﺩ ..

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

چِرا وٙﻗﺗﮯ دوروغ ﻣﮯ گوﻳﮯ وٙ ﻣٙטּ لٙبخٙند ﻣﮯزٙنٙم فِڪر ﻣﮯڪۥﻧﮯ اٙحمٙقٙم؟! گاهـﮯ هم ﺑﮧ ایـטּ فِڪر ڪۥטּ ڪﮧﺑﮧ حِماقٙتِ تو لٙبخٙند ﻣﮯزٙنٙم...

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

افتخار در خشک کردن اشک است ، نه در جاری کردن آن

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

دور مـﮯایستَد و خیره مـﮯشود به تنهایـﮯ مَـטּ ...قـﮧقـﮧ مـﮯزند...وَ فریاد مـﮯڪشد: دخترڪ هاﮯ احساساتـﮯ همیشـﮧ بازَنده اَند، و مَـטּ تَنهـ ـا بـﮧ ایـטּ فڪر مـﮯڪنم ڪﮧ چگونـﮧ مـﮯشَود فریاد هایش را دوست نداشت!؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

این روزها همه از تو تن می خواهند..... کسی دل نمی خواهد، شریک جنسی خواهان زیاد دارد! شریک قلبی خریدار ندارد..... این روزها هوای رابطه ها تاریک است..

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

انسانم ! ساکت ، چون درخت سیب ! گسترده ، چون مزرعه ی یونجه ! ... و بارور ، چون خوشه ی بلوط ! به جز خداوند ، چه کسی شایسته ی پرستش من خواهد بود ؟!

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل

در حال غرق شدن بود كه نا خدا فرمان خروج داد ،مردها حمله كردن كه برن ، ناخدا گفت خجالت بكشيد،زنها مقدمند! زنها ضمن تشكر از ناخدا يكي يكي پياده شدن، بعد ناخدا گفت آقايون حالا ميتونيد پياده شيد ، كوسه ها به اندازه كافي سير شدن !!! به سلامتي همه آقايون

این ارسال را بازنشر کرده است.
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻

تو این مدت تو اونقد در مورد عشق . غم و.....شنیدم که داره باورم میشه قبلا عاشق بودم بعد جدا شدم الانم افسردم..............

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

سلامتیه اونایی که دهنشو پر حرفه… ولی اونقد مؤدبن که با دهن پر حرف نمیزنن… فقط سکوت می کنن…

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

اگر مي داني كه حق با تو است، بر روي حرف و صداقت خود بمان.

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

اگــــر خـــ ـــــدا نـــيــــســـتی... چـــــــرا تـــــــکی؟ چــ ـــــــرا مثال تو نيـــــست؟ يـــــــگـــانــــــه‌ی مـ ــــن!

Herose
Herose
در دوره

هیچ میدونی من معلم رقصم... اونم رقص واز توی لاس وگاس ....حاصل گلد کاس ..با کلی تاس ولی میدونی که تا اونجا کلی راس...! هیچ میدونی از نظر تحصیلات ...مدرکم دکتراست توی اقتصاد ..از واردات بگیر تا صادرات ...فکر نکنی که حرفام باد هواس!

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

چـقـدر خـوبـه . . . یـکـی هست . . . یـکـی هست کـه بـغـلـت کـنـه . . . سـرتـو بـزاری روی سـیـنـش . . . آرومـت کـنـه . . . حـُرم نـفـس هـاش تـنـت ُ داغ کـنـه . . . عـطـر دسـتـاش مـوهـاتـو نـوازش کـنـه . . . چـقـدر خـوبـه . . . چـقـدر خـوبـه کـه آروم دم گـوشـت بـگـه غـصـه نـخـوری هـا . . . ♥ مَن دوسِت دارَم ♥

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

قانون روزگار چگونه ست کین چنین درگیر جنگ تن به تنی نا برابرم وامانده ام که تا به کجا می توان گریخت از این همیشه ها که ندارند باورم ... حال مرا نپرس که هنجار ها مرا مجبور می کنند بگویم که "بهترم"............

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

دلـَــ م تنـــگ شــده؛ براے عكــس هايـے كه پـــــاره كردم و سوزاندمشـــان بـــراے دفتر خاطراتـَــ م كه مدت هاســت ديگر چيزے در آن نمى نویســم حــــــــــتىٰ براے آدم هاے حســودے كه، دورو بـَـرَم ميچرخيدند و خـــيلے ديــر شناختمشان بــراے بيخيالــــے و آرامشــے كه ديگر مدت هاست نـــــدارمـش براے كسے كه اين روزهـــا عجـــيب نبودنش را حس ميكـــنم. خنده هايـے كه دارم فــرامـــــوششـــــان ميكـــــنم و بـــــراے خــودم كه حالا ديگـــر خيلے عوض شده ام