•– - Mαт - –
آغوش من فقط به اندازه تو جا دارد وبس... باور نمیکنی؟؟؟ همین لحظه ... چشمهایت را ببند... خیال مرا در آغوش بکش... ببین لبریز میشوی از عشق... از من... از نیازی آمیخته به شرم... ببین آغوش من فقط به اندازه تو جا دارد...
•– - Mαт - –
چه خوش خیال است فاصله را میگویم به خیالش تو را از من دور کرده نمیداند جای تو امن است اینجا در میان دل من
•– - Mαт - –
ببخش که صدای گریه هایت را نمیشنویم. گوشمان از قیمت دلار و ماشین و ویلا و... پر شده......!
•– - Mαт - –
مال کسی باش که اگه حتی در ساده ترین لباس بودی حاضر باشه تو رو به همه دنیا نشون بده و بگه که این دنیای منه...
•– - Mαт - –
به درختان جنگل گفتم: چرا شما با این عظمت از تکه آهنی به نام تبر می رنجید؟ گفتند : رنج ما از تبر نیست.. بلکه از دسته ی آن است که از جنس خود ماست…..(از ماست که بر ماست)
•– - Mαт - –
آمدم، آمدم به سوى تو باز اى خداى كريم بنده نواز پاى تا سر همه نيازم من از كرم سايه بر سرم انداز آبروى گداى خويش مريز ... دستم آخر سوى تو است دراز بسته اى راه نااميدى را كرده اى چون كه باب رحمت باز
•– - Mαт - –
سه كوه، چهار دره، يك دريا، در ميانه هاي صحرا پرسيد: "كي مي رسيم؟ ديگر خسته شده ام؟" پاسخ داد: "قرار نيست هميشه عشق به جايي برسد !!" و هر يك به سويي رفتند.
•– - Mαт - –
حضورت در قلبم مثل نفس كشيدن است... آرام...بيصدا...اما هميشگي ... .
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 26 روز و 21 ساعت و 24 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 1 ساعت و 19 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 59 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 4 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 22 ساعت و 31 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist