یکی از فانتزیام اینه که وقتی دوست پســرم دراز کشیده یه دفعه بپرم بالشو بذار جلو دهنش . . . بعد وقتی دیگه داره خفه میشه بالشو بر دارم بهش نفس مصنوعی بدم. بعدم یه عمر منت سرش بذارم که زندگیتو مدیون منی
داشتم تو اتوبان میرفتم دیدم یه بچه ای رو موتور خوابش برده بود و داشت می افتاد باباش هم اصلا حواسش نبود رفتم کنارش هر چقدر بوق میزدم نمی فهمید آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم تا واستاد بهش گفتم : پس چرا حواست به بچه ات نیس ؟؟؟ ی دفعه دو دستی زد تو سرشو گفت : . ... . . اصغر پس ننه ت کوووووووو؟؟ . . هیچی دیگه سوار شدم رفتم ...
ناله از درد مكن، آتشی را كه در آن زيسته ای سرد مكن ... با غمش باز بمان، سرخ رو باش ازين عشق و سرافراز بمان ... راه عشق است كه همواره شود از خون رنگ، دل ديوانه ی تنها، دل تنگ ... !/ [فریدون مشیری]
اگر احيانن 1% من #مخاطب#خاص کسي هستم خب از همین تیریبون اعلام میکنم رو درواسي نکن عزيزم بيا اعلام کن یا حد اقل لایک کن تا بشينيم پاي ميز مذاکره ... غير مستقيم که نميشه ، عصر عصره گفتگو و رايزنيه
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 21 روز و 20 ساعت و 36 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 30 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 11 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 7 ساعت و 16 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 21 ساعت و 43 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist