•– - Mαт - –
دوتارفیق عاشق یک دختر میشن دختره میگه من 2 جام مشروب برای شما میارم تو یکیش زهر ریختم....هرکس زنده بمونه اون با من ازدواج میکنه...! رفیق اولی میخوره میگه: به سلامتی این که من بمیرم و رفیقم به عشقش برسه، رفیق دومی میخوره میگه: به سلامتی این که من بمیرم و رفیقم به عشقش برسه. بعد دختره یه پیک میخوره میگه زهر تو این بود! میخورم به سلامتی این که رفاقت این دو رفیق به هم نخوره...
misagh
کاش کسی یاد معلم ها می داد :اول مهر شغل پدرها را نپرسند ؛وقتی هنوز احترام به همهی شغل ها را و افتخار به همهی پدرها را یاد دانش آموزانشان ندادهاند !حالا قصه ی چشمان یتیمی که نم میخورد ، بماند …
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 21 روز و 15 ساعت و 10 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 19 ساعت و 5 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 18 ساعت و 45 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 1 ساعت و 50 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 16 ساعت و 17 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist