دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

•– - Mαт - –

•– - Mαт - –
زن - مجرد
امتیاز: 35832

دنبال‌شدگان

(8854 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2263 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

ﻛﺎﺵ ﺩﺭ ﺁﻏــﻮﺵ ﻫﺎ ﺗﻔــﺎﻭﺕ ﻧﻴـﺎﺯ ﻭ ﺩﻭﺳــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﻣﻌﻠـــــﻮﻡ ﺑــﻮﺩ ..

•– - Mαт  - –
asphyxia_by_ineedchemicalx-d5ao1xn.jpg •– - Mαт - –

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

خعلی گرمه یه چندتایی پنجره جدید توی ویندوزم باز کردم یکم باد بیاد خنک بشم

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

کـــــــســـــی از ایــــــن اســـــتـــفـــــاده نـــــمــــیــــکـــنــه

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

کار تعمیراتی داشتیم تو پروفایلمون انجام شد

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

بعضی ها هم هستن فک میکنن هر چی بیشتر به نفر جلوییشون بچسبن صف زودتر جلو میره

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

بابام میشینه فرار از زندانو دوبله میبینه بعد میره اورجینالشو میبینه ببینه کجاش سانسور شده

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

این دخترا عجب موجودات انسان نمایی هستن دو ساعته وایسادم تو خیابون، هیچ دختری سوارم نکرد، حالا اگه ما پسرا یه دختر پیاده ببینیم محض رضای خدا و قربة الی الله سوارش می کردیم اصن خود ِ خدا تو قرآن می فرماد: الّذين آمنُوا و عَمِلُوا الصّالِحات لهم مّغفِرَة و أجرٌ عَظيم...

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

داداشم موهاش فره نمیدونم چرا میخوابه دوبرابر میشه اصن یه چیز وحشتناک.دیشب رفتم دستشویی برگشتم پام گیر کرد به پتوش تو خواب وبیداری افتادم روش یه آن با اون موهاش یه داد کشید چنان ترسناک شد سرخم شده بود منم از ترس فقط داشتم داد میزدم از داد ما خواهرم از تو آتاقش یه جیغ بنفش کشید جو داغون بود. دیدم بابام پاشده در خونرو وا کرده داد میزنه فرار کنید

•– - Mαт  - –
1343372212873023_thumb.jpg •– - Mαт - –

غمگینم همانندِ مرد هزار چهره که میگفت: " نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"...!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
1343247227267274_thumb.jpg •– - Mαт - –

نـــه نمیــــدانــــی! هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد پشتــــــــ ایـن چهــــره ی آرام، در دلــــــــــم چــه مـی گـذرد! نـــه نمیــــدانــــی! هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد ایـــن آرامــش ظــاهــر و ایــن دل نــا آرام چقــــدر خستـــــــه ام میـــکنــد...! (مـــخـــاطـــبـــــ خــیـــلـــیــــ خـــــاص)

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

امروز مثلا می خواستم سر برادر زادمو گرم کنم. نشوندمش براش عمو زنچیر باف خوندم. میگم:"عمو زنجیر باف،بله...زنجیر منو بافتی،بله...پشت کوه انداختی،بله...بابا اومده،چی چی آورده،نخودو کیش میش،با صدای چی؟" میگه:"با صدای علی عبدالمالکی، من

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

حالا هر شب تا 4 صبح پای نت ول می چرخیا... یه شب خواستی برا امتحان بیدار بمونی کافئین خالص هم بخوری 10/5 بیهوش میشی رو تخت!

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

اگه دیدین یه پسر سینه سپر کرده و سرشو بالا گرفته و زبونشو در آورده تعجب نکنید . . . . ... ... . . . . . . . . . . .. . .داره زيپ ه شلوارشو ميكشه بالا

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

بابام زده پس کلم بهش میگم چرا میزنی ؟ میگه میخوام جنبت زیاد بشه! دو دقیقه بعد دوباره زده. با حالت عصبی میگم چرا دوباره میزنی؟ میگه دیدی بی جنبه ای هنوز ؟ عجب گیری افتادیما

این ارسال را بازنشر کرده است.